پژوهش و دانشگاه


بديهي است كه براي پيشرفت و نوآوري در جامعه ، خصوصاً در زمينه صنعت ، تلاش كار مداوم و خستگي ناپذير از مهمترين لوازم و ابزار است و در اين ميان پژوهش و تحقيقات نقشي انكار ناپذير دارد هر چند كه در كشور ما مانند بسياري از موارد ديگر بيش از آن كه در عمل نتيجه و رويكرد تحقيقات و پژوهش را شاهد باشيم تنها واژه پژوهش را با هزاران زرق و برق و شاخ و برگ در راديو ، تلويزيون و روزنامه ها مي بينيم و مي شنويم در حالي كه شايد تعداد واحدهاي تحقيقاتي معتبر از تعداد انگشتان دست تجاوز نكند.

اما در بيرون از مرزهاي كشورمان ، در كشورهاي صنعتي و در حال توسعه و حتي كشورهايي كه از نظرصنعتي از ما ضعيف تر هستند رد پاي تحقيقات و به ويژه تحقيقات دانشگاهي را به وضوح مي بينيم هر چند كه به موضوع تحقيقات (همانطور كه در فوق ذكر شد) بسيار پرداخته شده است ، خوشبختانه ! يا متأسفانه نتايج محسوسي نداشته است ولي اين بين شعر :

آنقدر در مي زنم تا در به رويم وا كني   فرصت ديدار رويت را به من اعطا كني
ما را براي تكرار مكررات تشويق مي كند همانطور كه مي دانيد پژوهش در كشورهاي مختلف فقط به دانشگاه خلاصه نمي شود بلكه كارخانجات يا شركت ها و مؤسسات صنعتي در ابعاد نسبتاً بزرگ به صورت مستقيم و يا غير مستقيم از اين فعاليت ها حمايت قابل ملاحظه و چشمگيري مي كنند و حتي موفقيت آتي بسياري از اين شركت هاي بزرگ در گرو به ثمر رسيدن تحقيقات و استفاده مستقيم از نتايج آن در جهت بهبود توليد ، افزايش بازدهي ، توليد تكنولوژي هاي جديد و در نتيجه سود دهي بيشتر كارخانه ها و شركت ها مي شود ولي در كشور ما اينگونه سرمايه گذاري هاي هنگفت بر روي كارهاي پژوهشي توسط كارخانه ها و شركتها از نگاه مديران و سرمايه گذاران توجيه اقتصادي ندارد. اين موضوع با توجه به عدم توانايي هاي مالي برخي از شركت ها و عدم وجود نقدينگي در آنها قابل توجيه است اما با اين حال شركت هاي بزرگي هم كه به خصوص در صنعت نساجي داراي قابليت و توانايي اقتصادي بالايي هستند ، اينگونه سرمايه گذاري ها را نوعي اتلاف سرمايه و يا سرمايه گذاري با درصد ريسك بسيار بالا تلقي مي كنند. بنابراين در چنين شرايطي مرجع ديگري بجز دانشگاهها براي انجام مؤثر فعاليت هاي پژوهشي وجود ندارد. در صنعت نساجي نيز همانند سايرصنايع تحقيقات ، نقشي غير قابل انكاري را ايفا مي كند شاهد عيني اين مطلب رشد فوق العاده صنعت نساجي در چند سال اخير است به طوري كه هر روز شاهد توليد ماشين آلات جديد با انعطاف پذيري بسيار بالا و روشهاي توليد جديد هستيم.

الياف رسانا (‏Detect‏)  شيوه هاي مدرن پرورش كرم ابريشم ، ساخت ماشين آلات مختلف ، توليد الياف ابريشمي كه از نظر استحكام با فولاد برابري مي كند ، برش و دوخت لباس ها با ليزر ، ابداعات جديد در توليد چرم و هزاران هزار ابتكار جديد همگي طرح هايي هستند كه نتيجه پژوهش و تحقيق بخصوص در دانشگاههاست. به طوري كه هر كدام از آنها به تنهايي مي تواند توان رقابت را در ساير شركت ها و كشورهايي كه فقط وارد كننده اطلاعات هستند نه توليد كننده تا حد نااميد كننده اي كاهش دهد و اين نشان دهنده ي اهميت تحقيقات در كشورهاي صاحب صنعت نساجي و يا حتي در كشورهاي نه چندان مطرح در اين صنعت مي باشد. در چنين شرايطي بايد پذيرفت كه براي نجات صنعت نساجي كشور از شرايط فعلي و كم كردن فاصله نگران كننده ما با كشورهايي مانند : چين ، ژاپن و كشورهاي اروپايي ، پژوهش و تحقيقات نقشي اساسي را ايفا مي كند.

مسلماً پيشرفت آينده نساجي در ايران در گرو پرورش مهندسين نساجي كاردان و آشنا به علم روز است ولي به طور قطع دانشجويان تنها با ترجمه مقالات خارجي و ديدن دستگاههاي قديمي در كارگاههاي نساجي نمي توانند آينده ساز باشند. اگر بخواهيم به عمق فاجعه پي ببريم بهترين و ساده ترين كار اين است كه سري به مخزن پايان نامه هاي نساجي در دانشگاهها بزنيم : تعدادي از پايان نامه ها بسيار ضعيف هستند و حتي شايد فاقد ارزش علمي و مسلماً حرف تازه اي براي صنعت ندارند تعداد بيشتري از پايان نامه ها كه حداقل حرف تقريباً تازه اي ! دارند نيز ترجمه مقالات خارجي با كمي كم و زياد هستند. تعداد معدودي از پايان نامه ها را مي توان يافت كه واقعاً به دنبال راههاي جديد و حل مشكلات صنعت نساجي بوده اند اين گروه را نيز مي توان به دو دسته تقسيم كرد : نيمي از آنها به دليل مشكلات متعدد كار تحقيقاتي خود را نيمه كاره رها كرده اند و باز عذاب وجدان را با عبارت رايجي از قبيل : عدم همكاري مسئولين ، كمبود بودجه ، قوانين دست و پا گير ، عدم همكاري صنعت گر با محقق و … از دوش خود برداشته اند كه البته مي توان تا حدي نيز به آنها حق داد. دسته دوم كساني هستند كه عليرغم مشكلات متعدد بار را به سر منزل مقصود رسانده اند ولي شايداز كار خود پشيمان شده اند زيرا نه تنها نتيجه تحقيقات آنها در صنعت به كار نمي رود بلكه حتي كوچكترين توجهي به آن ، به خصوص از طرف صاحبان صنعت صورت نمي گيرد واين يعني بي انگيزه شدن تعداد انگشت شماري از محققين كه با علاقه به دنبال حل مشكلات هستند. در اين رابطه شايد فعاليت كميته هاي ارتباط با صنعت در دانشگاه ها بتواند مانع اين بي انگيزگي شود كه در اين رابطه فعاليتهاي اخير دانشكده نساجي دانشگاه امير كبير درپررنگ تر شدن نقش چنين كميته اي در خور تقدير است .

حال در اين شرايط انتظار مي رود كه دانشگاه آزاد اسلامي كاشان با توجه به اينكه كاشان يكي از مهمترين مراكز نساجي در ايران از دير باز تا كنون بوده است وبا توجه به وجود كارخانه هاي متعدد در اين شهر ونياز آنان به بازسازي و بهبود و از طرفي با توجه به اينكه دانشكده نساجي كاشان در بين دانشكده هاي نساجي ايران از اعتبار خوبي نيز برخوردار است، انتظار ميرود مسؤلين دانشگاه رشته نساجي را از منظر متفاوتي مورد توجه وحمايت پژوهشي قراردهند.
كاهش پروژه هاي پاياني ساخت، همچنين كاهش مقالات ارائه شده به سمينارها وهمايشها ي مرتبط با رشته مهندسي نساجي از سوي دانشجويان اين واحد دانشگاهي وكاهش داوطلبان آزمون كارشناسي ارشد از مهمترين مسائلي است كه بي توجهي به آن موجب بي انگيزگي وركود علمي در دانشكده خواهد شد .
بي شك پرداختن به تحولات اخير صنعت نساجي وترغيب دانشجو به جستجو وتحقيق در يك برنامه بلند مدت پويايي وتحرك را به همراه خواهد داشت. از طرف ديگر به نظر ميرسدبه علت تعدد واحدهاي نساجي در كاشان ايجاد ارتباط بيشتر دانشگاه واين واحدها جهت همكاري وتبادل اطلاعات امري اجتناب ناپذير به نظر ميرسدوبي توجهي به آن كاري غير عقلاني وبدون هيچ توجيهي ست.
در خاتمه اميدواريم باتلاش افزون تر اعضاي اين جامعه كوچك دانشگاهي ، از مسؤلين واساتيد تا دانشجويان از همگامي با تحولات اين صنعت كه شايد يكي از مهمترين چالشهاي اقتصادي در هزاره جديد است باز نمانيم.‏

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *