سونامی ارزی و بلاتکلیفی صنعت تکمیل فرش ماشینی

گفتگویی با جناب آقای مهندس مروج – در حاشیه نمایشگاه فرش ماشینی تهران

 

◄ در آستانه نمايشگاه فرش ماشيني تهران هستيم و همانطور كه مطلع هستيد نمايشگاه شهر آفتاب نيز كنسل شد. نمايشگاه هاي نساجي و فرش ماشيني در ايران را چطور ارزيابي مي كنيد. تا چه حد وضعيت كنوني اقتصاد و صنعت روي اين رويدادها تاثير مي گذارد؟
بسیار متاسفم که در ابتدای مصاحبه عرض کنم حال همه ما دگرگون است. این جمله ای است که زبان حال هر ایرانی از تولید کننده گرفته تا مردم عادی است. واقعا در شرایطی هستیم که امیدها به آینده رو به کمرنگ شدن است. در این لحظه که در حال انجام این مصاحبه هستیم یعنی روز چهاردهم شهریور دلار در کانال ۱۵ هزار تومان حرکت می کند و شرایط بحرانی بر مملکت حکم فرماست و حقیقتاً مشخص نیست فردا وضعیت دلار به چه روزی خواهد افتاد. عدم کنترل بازار و سیاست های غلط اقتصادی و سیاسی همه دولتها در ایران شرایط را به آنجا کشیده که دیگر صنعتگران آب دیده ایرانی که سالها با تحریم و بی کفایتی مدیران سر کرده اند نیز جان به لبشان رسیده. ایران تنها کشوری است که در آن رییس بانک مرکزی جدید می تواند پشت تریبون بیاید و تمام سیاست های رییس قبلی را اشتباه و نادرست اعلام کند و آب از آب هم تکان نخورد. متاسفانه در طوفانی از تصمیمات اشتباه دولت، خود تحریمی ها، تحریم های خارجی، روابط سیاسی نامعلوم با دنیا و … گرفتار شدیم و این سرگیجه زندگی و کار را به همه ما سخت کرده است. کشور در آستانه یک فاجعه تاریخی قرار گرفته که قطعاً تبعات جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت.

قطعاً وضعیت نابسامان تولید در کشور همه بخش ها از جمله نمایشگاه های فرش ماشینی را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. اصولاً وجود دو نمایشگاه فرش ماشینی در ایران یک حرکت نادرست است و بهتر است همه توان برگزار کننده ها در یک بخش و یک نمایشگاه متمرکز شود. اینکه در شهر آفتاب برگزار شود و یا اینکه برگزار کننده دیگری در راس کار باشد فرقی نمی کند. تنها چیزی که برای فعالان فرش ماشینی ایران اهمیت دارد برگزاری نمایشگاهی در حد و اندازه های جهانی و به معنای واقعی کلمه بین المللی است. اعتقاد دارم نمایشگاهی که فقط بازدید کننده و کارکرد داخلی دارد مانند خودرویی است که چرخ ندارد و نمی تواند این صنعت را به سر منزل مقصود که همان صادرات است هدایت کند.

◄ در حال حاضر با افزايش شديد قيمت مواد اوليه و بلاتكليفي شديد توليدكنندگان فرش ماشيني هستيم. وضعيت كلي صنعت فرش ماشيني كشور را به طور كلي چطور ارزيابي مي كنيد؟
در حال حاضر افزایش قیمت ها به قدری سرسام آور است که تولید کننده نمی داند چگونه به استقبال فردا برود. قیمت نخ ۱۸ سه لا اکریلیک که ۱۸ هزار تومان فروخته می شد در حال حاضر از مرز ۴۰ هزار تومان گذشته و سایر اقلام وارداتی فرش نیز رشدی همراه با دلار داشته است. بسیاری از تولیدکنندگان قادر به تامین مواد اولیه نیستند و تنها آنهایی که قبلا به اندازه چندین ماه خود نخ فرش خریداری کرده و در انبار موجود دارند و آنهایی که با وام های بانکی و سرمایه های انباشت شده قبلی کار و فعالیت می کنند قادر به ادامه حیات هستند. در این سونامی ارزی بسیاری از شرکت های تولید کننده در همه صنایع محکوم به شکست هستند.
در بخش صادرات نیز شرکت ها با مشکلات عجیب تری نیز مواجه هستند. از جمله اینکه در کشور در حال حاضر با مشکل کانتینر مواجه هستیم و شرکت هایی که می خواهند اجناس خود را به بازارهای هدف صادر کنند قادر به پیدا کردن کانتینر نیستند و به دلیل خروج شرکت های باربری بین المللی از بازار ایران پس از تحریم ها این مشکل حادتر شده است.

نمایشگاه فرش ماشنی تهران

◄ شما در بخش ماشين آلات تكميل فرش ماشيني و صنايع جانبي داراي تجربه خوبي هستيد، وضعيت كلي كارخانجات تكميل در كشور را از نظر سطح تكنولوژي و كيفيت چطور مي بينيد؟
در بخش تکمیل فرش ماشینی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. طبق قیمت های مصوب اتحادیه شرکت های تکمیل و آهار فرش ماشینی در سال ۹۷ کارمزد تکمیل یک تخته فرش ۱۲ متری ۷۰۰ شانه ۶۰ هزار تومان (هر متر مربع ۵ هزار تومان) و فرش شانه ۱۰۰۰ و ۱۲۰۰ تقریبا هر متر مربع ۶۰۰۰ تومان می باشد و شرکت ها با مشکلات زیادی مواجه هستند چرا که این قیمت ها به هیچ وجه جوابگوی هزینه ها نمی باشد و تازه در این وضعیت رقابت ناسالم و ناجوانمردانه شرکت های کوچک و بی نام و نشان و آنهایی که بدون محاسبه و دیوانه وار برای بقا به زمین و هوا چنگ میزنند نیز وجود دارد که حتی حاضرند زیر این قیمت نیز به صورت کارمزدی تکمیل انجام دهند. شیفتهای کاری به یک شیفت کاهش یافته و بسیاری از پرسنل این شرکت ها در خطر بیکاری هستند. تسویه ها در خرید و فروش و خدمات، نقدی و به روز شده و این برای بازار ایران که به کار با چک و پرداخت های مدت دار عادت کرده دشوار است.

به جرات می توان گفت در هیچ کشوری به اندازه ایران واحدهای تکمیل و آهار فرش کارمزدی وجود ندارد. ساختار صنعت فرش ماشینی ایران به شکلی است که اصولا از شرکت های با ظرفیت تولید کم اما در تعداد بسیار زیاد تشکیل شده است و قطعاً این شرکت های کوچک و متوسط دارای توان لازم و تولید حداقلی برای تاسیس واحد تکمیل و آهار پیشرفته در داخل مجموعه خود نیستند. بنابراین نیازمند خدمات آهار و تکمیل ی باشند و به همین دلیل تعداد زیادی واحدهای تکمیل کارمزدی در ایران و در طی سه دهه گذشته ایجاد شده است. تکنولوژی ماشین آلات تکمیل در ایران در سطح متوسطی قرار دارد و جا برای کار های بهتر و به روز تر وجود دارد.

متاسفانه در بین اغلب تکمیل کنندگان توان به روز رسانی تکنولوژی های موجود وجود ندارد و من به عنوان فردی که تجربه تولید را دارم این عزیزان را به خوبی درک می کنم. اغلب واحدها درگیر مساله مرگ و زندگی هستند. یک سری از قطعات در شرکت های تکمیل فرش ماشینی وجود دارد که کاملاً مصرفی هستند مانند تیغ تخت و سیلندر شیرینگ. طبق اطلاعات موثق در حال حاضر و در این لحظه تیغ تختی که ۱۰ میلیون تومان قیمت داشت و شرکت های پرداخت فرش با دست و دل لرزان آنرا خریداری می کردند با قیمت ۳۰ میلیون تومان در بازار عرضه می شود و سیلندر شیرینگ (توپی) نیز از قیمت ۸۵ میلیون تومان به ۲۵۰ میلیو ن تومان رسیده است در حالی که مزد تکمیل به این میزان تغییری نکرده و امکان افزایش کارمزدها برای پوشش این هزینه ها نیز غیر قابل تصور است.

◄ در حال حاضر در ایران ماشین آلات تکمیل و آهار فرش توسط ماشین سازان ایرانی ساخته می شود. در این مورد چه نظری دارید؟
موفقیت شرکت های ایرانی در هر زمینه ای باعث مباهات و خوشحالی ماست و مسلما من نیز چنین احساسی دارم. به نظر می رسد تنها نقطه ضعف شرکت های ماشین ساز ایرانی به ویژه در بخش ماشین آلات نساجی نبود واحدهای تحقیق و توسعه است. همانطور که می دانید ساخت و توسعه ماشین آلات نساجی نیاز به مباحث فنی و مهندسی سطح بالایی دارد. به نظر من ماشین سازان ایرانی به چند دلیل نتوانسته اند پیشرفتی که شایسته آنهاست را داشته باشند. اول اینکه تحقیقات در بخش ساخت ماشین آلات نساجی در دانشکده های نساجی ایران کم است و یا اگر هم وجود داشته به اندازه کافی نبوده و نتوانسته به خروجی منجر شود. دوما اغلب واحدهای ماشین سازی در ایران عموماً کارگاه های پراکنده و کوچکی هستند که با ماشین آلات ساده، انش کارگاهی و تجربی، توان تولید کم و سفارشی مشغول کار و فعالیت هستند. سوم اینکه شرکت های ایرانی ماشین ساز نمی توانند واحد های تحقیق و توسعه را با توجه به هزینه های بسیار زیاد آن و بازدهی آن در بلند مدت راه اندازی کنند و سرمایه گذار، اراده دولتی و یا بودجه های تحقیقاتی دانشگاهی نیز در این مورد وج