درد دل های یک نقش بند کاشانی

 

تهیه و تنظیم : سید محمد سبطینی مدیر عامل گروه طراحی بینا

تقدیم به بزرگان طراحی فرش ماشینی ایران

 جناب استاد امیر حسین افسری و استاد محمد رضا انگوری اصفهانی کسانی که براستی به هنر طراحی نقشه های فرش ماشینی و صنعت نساجی خدمات ارزنده ای کردند و نام نیک بجای گذاردند .

چرا ؟ و به چه قیمتی ؟

درد دل های یک نقش بند :: هر چند دل نوشته هایم را فقط کسانی می پذیرند و باور دارند که خود دستی در آتش دارند ،اما باز هم خواهم گفت ، خواهم نوشت و دفاع خواهم کرد هر چند نتیجه ای در بر نداشته باشد ، اما حیثیت حرفه ای خود و ابوی گرامیم ( استاد سید علی سبطینی )و به طور کلی گروه طراحی بینا را به باد نخواهم داد و در مقابل دریافت پول سیاهی سرقت هنری نخواهم کرد . کسانی که رفتاری متفاوت از آنچه در این دل نوشته ها آمده  را دارند و این حرفها شامل حال آنها نمی شود نه تنها خرده نخواهند گرفت بلکه همدلی و همراهی هم خواهند کرد کسانی هم که خطا کارند یا پشیمان شده و یا ادامه راه خواهند داد . به هر حال درست است که به قول مرحوم احمد شاملو :”سکوت سرشار از ناگفته هاست “

اما سکوت برخی مواقع نشان از لال بودن یا احمق بودن دارد . که من از این دو دسته نیستم . شاید برخی با خواندن این متن ناراحت شوند و برای کار به سراغ ما نیایند ، همان بهتر که قدمان از خجالت خمیده نگردد و سر پیش نیاندازیم . خدا روزی بندگانش را خواهد داد چه بهتر که روزی حلال باشد و آینده ساز خودمان ، فرزندانمان و جامعه اقتصادی و فرهنگی و هنر و اجتماعمان .

حتماً تا اینجا متوجه شده اید که باز هم سخن از سارقان هنری است و کپی کاران نقشه های فرش ماشینی و حامیان آنها.

هر شغلی در این کشور صنفی دارد به جز طراحی نقشه های فرش ماشینی . دستبافها ماشینی ها را قبول ندارند و البته در بسیاری از مواقع حق هم دارند و در مقابل ماشینی ها هم  اهمیتی نمی دهند !!!

دانشگاه فقط در حد خروجی دادن چند دانشجوی دختر و پسر است و افتخار دانشجوی فارغ التحصیل این است که معدلش بالای ۱۷ شده اما دریغ از درک بازار کار !!! اگر بخواهد روانه بازار طراحی فرش دستباف شود که متاسفانه دایره فعالیتش بسیار کم و تعداد مشتریانش بسیار محدود خواهند بود و از فرش ماشینی هم که سر در نمی آورد چون در دانشگاه چنان در مورد ماشینی ها برایشان صحبت شده که به نوعی به خون صنعت فرش ماشینی تشنه اند و حتی اگر این چنین هم نباشد پس از طی دوره کارشناسی در دانشگاه تازه باید پول یک دوره  آموزش کامپیوتری طراحی فرش ماشینی را بدهد تا شاید بتواند شغلی برای خود دست و پا کرده باشد .

اتحادیه فرش ماشینی هم که با همه ارادتی که برای اعضای محترمش دارم و از مشتریان سابق و برخی کنونی گروه طراحی بینا هستند ، ما را دعوت نمودند و خواستند تا درد دلهایمان و راه کارمان را برای برخورد با سارقان هنری و کپی کاران بشنوند که شنیدند و جز یکی دو نفر که مشتاقانه گوش می دادند و ظاهراً قصد همکاری داشتند مابقی در نهایت فرمودند زود جلسه را جمع کنیم چون باید بعد از شما با یک گروه دیگر جلسه ای داشته باشیم و آنها را ویزیت کنیم !!! و متاسفانه توسط ظاهراً سخن گوی آنها توپ به زمین ما انداخته شد و فرمودند بروید و آئین نامه ای تنظیم کنید و در نهایت ببینیم ما هم چه کمکی می توانیم بکنیم . البته پس از جلسه وقتی حرفهایی که شنیده بودم را مرور می کردم به این نتیجه رسیدم که شاید نشنیده بودند که گفتم سه جلسه با همکاری خوشه صنعتی فرش ماشینی و طراحان و کپی کاران داشته ایم ولی چون قدرت اجرایی نداشته ایم و حمایت کننده واقعی ، در نهایت کاری از پیش نبرده ایم ، برای همین است که دلمان می خواهد از سوی یک متولی بزرگتر و صاحب نام تر یا … این کار اطلاع رسانی شود ، پیگیری شود تا به سر منزل مقصود برسد .

با این حساب تنها کسی که پیگیر این ماجرا بوده اینجانب بوده ام و تنها کسی که باعث شد لااقل طراحان و کپی کاران دور هم جمع شوند جناب آقای مهندس برادران در خوشه صنعتی فرش ماشینی کاشان بودند ، که از ایشان سپاسگذارم .

اجازه بدهید یکی دو اصطلاح را که من برای خیلی از تولید کنند گان توضیح داده ام را در اینجا مطرح کنم تا در ادامه خواندن این متن بهتر آن را درک کنید .

طرح اورجینال : به طرحی می گویند که زاییده فکر و ذهن یک طراح است که با قلم بر صفحه کاغذ نقش می بندد که البته می توان بدون اینکه آن را روی کاغذ پیاده کرد مستقیماً و درابتدا در کامیوتر هم آن را ترسیم کرد .

حال اگر تنها به یک شرکت فروخته شود و به شرکت دیگری داده نشود ، می شود ( اورجینال اختصاصی )

اما اگر شرکتی این طرح اورجینال را به صورت اختصاصی خرید نکرد و توسط خود طراح به شرکتهای دیگر هم فروخته شود (اورجینال غیر اختصاصی ) خواهد بود . اما به هر حال در اورجینال بودن آن خدشه ای وارد نخواهد شد .

پیشنهاد ما به شرکتهای تولیدی این است که طرح را به صورت اورجینال اختصاصی خرید نمایند اما چون مبلغ آن بالاتر است ، برخی حاضر نیستند و به صورت غیر اختصاصی خرید می کنند که در اینجا طراح می تواند خودش  آن را به چند شرکت متفاوت بفروشد .

و اما :

اولین سوال شرکتهای برند به هنگام دیدن طرح و تصمیم برای خرید آن اینست که :

این طرح را به  شرکت دیگری که نداده اید ؟ چون قصد خرید طرح اورجینال را و آن هم به صورت اختصاصی دارند .

اولین سخن شرکتهای … این است :

طرح موفقی که به بازار داده اید و فروش خوبی دارد را ببینیم !!! یعنی یک کپی از طرحی که به فلان فرش در مشهد خراسان داده ای .!!! شخصی متوجه شده بودکه فلان طرح را من به شرکت فرش نگین مشهد داده ام. آمده بود و می گفت من این طرح را می خواهم . عرض کردم فروش این طرح اختصاصی است و نمیتوانم آن را به شرکت دیگری بدهم . فرمودند یک تخته از فرش آن را خریده ام ،الان هم دفتر طراحی فلانی است اگر ندهی مجبور می شوم آن را کپی کنم . زحمت من زیاد خواهد شد و دیرتر صاحب آن خواهم شد و تو هم از دریافت این پول محروم خواهی شد . وقتی ناامید شد رو به پروسه کپی آورد .

تفاوت را حس کردید؟ آیا برندها به خودی خود به هنگام شروع کار تولید ، شرکت برند تاسیس کرده اند ؟ آیا شانس داشته اند ؟ پس چرا به این نقطه رسیده اند ؟ و هزار آیا و چرای دیگر .

وقتی پای سخن جناب آقای مهندس آریانپور ، مدیر عامل محترم شرکت فرش خوب می نشینیم به واقع لذت می بریم از اینهمه در ک و دقت و دانایی . دلم میخواست فیلمی از مجموعه وی تولید می شد تا بقیه یاد بگیرند از نگهبانی تا فروش از صفر تا صد همه فهیم . نمی خواهم بگویم مابقی خدای ناکرده چنین و چنانند ، به هیچ وجه اما دلیل داشته که اینچنین معروف شده .

یادم رفت بگویم برخی از مدیر عامل ها جهت زیاد شدن اطلاعات عمومی خود و از این که سابقه ما چیست ، می پرسند با چه شرکتهایی کار می کنید ؟ وقتی به نام شرکت فرش خوب می رسم می گویند : اوووووه ، طرح هایی که او برای تولید انتخاب می کند خاص خودش است و ما نمی توانیم مانند او را تولید کنیم . از ما نمی خرند .

 خوب این دلیل دارد . چون اهل دغل نیست . چون کپی کار نیست . چون با دید باز و شناخت کامل و کافی از بازارش اقدام به خرید طرح و تولید فرش می کند .

ایشان در مورد خرید طرح اورجینال اختصاصی می فرمود :

پیشتر ها بهتر بود ، وقتی طرحی را به صورت اورجینال اختصاصی می خریدیم و با هزار مشقت آن را تولید می کردیم ، آن شرکتهایی که فکر می کردند می توانند فرش خود را با این طرح تولید کنند و بفروشند ، به فروشگاه خود ما مراجعه می کردند ، یک تخته از فرش را می خریدند و نسبت به پشت خوانی یا گرفتن عکس از روی آن و اصطلاحاً سرقت هنری اقدام می کردند . دلمان خوش بود که اگر آن را کپی کردند لااقل با خرید یک تخته از این فرش سودی هم عاید ما شد . اما الان به این شکل شده که صبح  به  فروشگاه ما مراجعه ، یک تخته فرش را خرید کرده و عملیات عکس برداری برای کپی کردن را انجام داده و عصر فرش را به فروشگاه مرجوع نموده و می فرمایند ببخشید با دکوراسیون منزل ما همخوانی نداشت و یا اندازه اطاقمان نبود ، کوچک بود یا بزرگ بود. وقاهت تا چه حد؟!!!

   بد نیست بدانید که :

بهترین مواد اولیه ، شیکترین سالنهای تولید ، آموزش بهینه کارگران بخش تولید ، همه و همه تقریبا” برای همه شرکتها اتفاق افتاده و اخیرا” هم که شاهد ورود دستگاههای مدرن ۱۰۰۰ و ۱۲۰۰ شانه ۸ و ۱۰ رنگ و … به کشور هستیم . این همه سرمایه گذاری و پرداخت پول پیش و نقد (یورو)به حساب سازندگان در کشور بلژیک و تهیه مواد اولیه مرغوب از کشور ترکیه ، یعنی برای یک دستگاه ۱۰۰۰ شانه از خرید تا مرحله تولید اولین فرش چیزی حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیارد تومان پرداخت به بیگانگان . (داخل پرانتز بگویم که ای کاش می دیدید با تکنسین شرکت سازنده که برای نصب و راه اندازی دستگاه آمده چه برخورد محترمانه و شاهانه ای دارند با سلام و صلوات و ایست خبردار جلوی وی تعظیم می کنند تا کارشان انجام شود و برای دریافت خدمات آینده چه محترمانه و با کلاس تقاضای خود را مطرح می کنند . اما  در زمان تهیه طرح و پرداخت به هموطن موارد دغدغه و نگرانی های بسیااااااار زیاد و عظیم تولید کننده :

۱- می فرمایند : معلوم نیست که طرح خوبی از کار درآید و بتوانیم روی این کار موفق باشیم. تازه ۲ تخته اش را ببافیم می دانی چقدر هزینه می شود تخته ای ۲ میلیون تومان !!!

۲- در صورتیکه طرح موفق شد وجه آن را پرداخت می کنیم  و در غیر اینصورت هیچ وجهی به طراح تعلق نمی گیرد .

مگر زمانی که طرح موفق میشود چیزی بیشتر از آنچه قیمت گذاری شده به طراح پرداخت می کنید که حال که بازار شما نتوانسته روی این طرح موفق باشد باید از جیب طراح مایه بگذارید؟ !!!

چطور شده با خانواده محترم برای خوردن پیتزا به مغازه پیتزا فروشی می روید و با کیفیت بد غذا مواجه می شوید ولی هم به صاحب مغازه می فرمائید دست شما درد نکند و هم وجه آن را پرداخت می کنید ولی به طرح و طراحی که می رسد بده ببافیم اگر خوب بود پولش را می دهیم ، آنهم به قیمتی که خودتان میخواهید؟

یا می فرمایند شما که این طرح را در کامپیوترتان دارید ، پس یک نسخه از آن را هم به ما بدهید ، یا رایگان یا به مبلغ ۱۰۰ هزار تومان.

چرا وقتی برای ظهور دوباره عکسی که ۳ سال پیش در یک عکاسی گرفته اید و الان تجدید چاپش را می خواهید ، به آقای عکاس نمی فرمائید شما که عکس من را در کامپیوترت داری ،  ۶ تا از روی آن کپی کن و بده آن هم بصورت رایگان !!!

مقایسه کنید خرید از کشور خارجی ، پرداخت وجه نقد و رفتار با تکنسین آنها را با خرید از طراح داخلی و دادن پول طرح .

ضمن آنکه مبلغ دستگاه خارجی را تولید کننده خارجی تعیین می کند و مبلغ طرح را تولید کننده ما ، و نه شخص طراح !!! مسخره نیست ؟

من و تیم گروه طراحی بینا به ۳ شرکت در کشور ترکیه طرح اورجینال می فروشیم اما کپی کار از کاشان به قاضی انتپ رفته و طرح خود را با قیمت متری ۵ دلار ارائه داده . در مقابل نه تنها از وی خرید نکرده اند بلکه می گویند کسی که طرحش را به قیمت متری ۵ دلار برای عرضه آورده معلوم نیست آن را از کجا آورده است !!!

یادش به خیر به ما یاد داده بودند وقتی نانی را روی زمین داخل کوچه و خیابان پیدا می کردیم ، برمی داشتیم و آن را فوت می کردیم و می بوسیدیم و به کناری می گذاشتیم تا زیر پای عابران نرود . خانمها به موقع پختن غذا ، آب برنجی را که آبکش کرده بودند به چاه فاضلاب نمی ریختند و آن را داخل باغچه خالی می کردند . برکت خدا بود ، گناه داشت اما حالا چه ؟
کپی از دسترنج طراح و استفاده شخصی بدون پرداخت حق الزحمه صاحب اثر.

توجیه :

مشتری من این طرح را در فروشگاه های فروش فرش در فلان شهر دیده و می خواهد و ما مجبوریم آن را کپی کنیم تا جوابگوی مشتریمان باشیم و اما جواب خدا !!! فکر کنم با این شعر همه چیز حل می شود :

گویند بهشت با حور خوش است              من گویم که اب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از ان نسیه بشوی         کاواز دهل شنیدن از دور خوش است .

فکر می کنید چرا بلژیک توانسته به این پیشرفت نائل آید و ما مصرف کننده تکنولوژی آنها باشیم ؟ به جز آن بوده که نسبت به حقوق یکدیگر تعرضی نداشته اند و همدیگر را حمایت کرده اند نه چپاول ؟

سرتان را درد نیاورم نه اینکه کپی کاران مقصر نیستند ، اما بیشترین تقصیر در حال حاضر متوجه تولید کنندگان است تا سارقان هنری و کپی کاران . چرا ؟ چون حامی دارند . چون خریدار دارند .

کافی است تولید کننده به چند مورد اهمیت دهد ، همه چیز حل است :

اول : مشتریشان که فلان طرح را می خواهد . یا بگویند نداریم و یا بگردد و طراحش را پیدا کند اگر غیر اختصاصی بود از خود وی تهیه کنند تا هم طراح اثر راضی باشد هم مشتری و هم خدا .

دوم : از شخصی که به وی پیشنهاد یک طرح را می دهد سوال کند اثر خودت است یا کپی کرده ای ؟

سوم : وجدان خویش را محکمه قرار دهد و بهترین قاضی خود شخص است .

چهارم : خدای خود را در این محکمه شاهد بگیرد .

عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی ، اجاره و خرید (سی دی) بدون هولوگرام ، کپی بدون مجوز اثر هنری دیگران و … همه از مصادیق حق الناس هستند .  توجیه اینکه در ایران قانون کپی رایت وجود ندارد فقط پاک کردن صورت مسئله است و گول زدن خود .

رفتن به حج و عتبات عالیات ، شرکت در مراسم مذهبی محرم و صفر و نگه داشتن روزه در ماه مبارک رمضان و کپی کردن و سرقت هنری و دست یافتن به مال و ثروت به هر شکل ممکن ، با هم هیچ سنخیتی ندارند . داستان شخصی که به شیر گوسفندانش آب اضافه می کرد ، تا سیل به یکباره همه چیزش را از او گرفت  ، اگر یک داستان هم هست اما قابل تامل است . تولید کننده گرامی ، کپی کار محترم از شما تقاضا دارم جامعه را با فعل حرام خود به آتش نکشید . اعمال خود را با کارهای خلاف  دیگران توجیه نکنید .  ” حی علی خیر العمل “

منبع : مجله نساجی کهن

————————————————————————————

این مطلب را نیز بخوانید
پیشنهاد سردبیر : نقشه های فرش ماشینی چگونه طراحی می شوند؟

————————————————————————————
تحریریه مجله نساجی کهن
ارسال مقالات و ترجمه جهت انتشار در سایت : info@kohanjournal.com

فرم ثبت نام سریع

جهت دریافت آخرین خبرها و به روز ترین نمایشگاه های نساجی و فرش ماشینی ایران و جهان در فرم زیر ثبت نام کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *