بازتاب حرکات آیینی تربت جام بر روی نقوش فرش

هر قومی درگوشه و کنار ایران زمین بستر فرهنگی غنی و شاخصی دارد که در طول سالیان از مردم، آیین ها و جغرافیای محیطی و عوامل دیگری همچون فرهنگ های مجاور تغذیه کرده است و بر غنا و پشتوانه فرهنگی و آیینی خود افزوده است. علاوه براین در هر منطقه نیز هنرها و آیینها با برهمکنش خود باعث تبادل هنری و فرهنگی حوزه های مختلف هنری شده اند و خودآگاه و ناخودآگاه بر یکدیگر تاثیر گذارده اند.

در این میان فرهنگ عامه مردم و گنجینه های گران قدر فولکلور، سهم در خورتوجهی را به خود اختصاص داده که رقص های محلی (بازی ها) جایگاه خاصی در میان این آیین ها دارد هر جا موسیقی ملتی انتقال یابد، حرکات آیینی آن ملت نیز به همراه برخی فرهنگ های قومی انتقال می یابد.

رقص های آیینی مناطق مختلف ایران در اغلب موارد به نمایش ابتدایی ترین نیازهای بشری و بیان ناب ترین احساسات فردی و گروهی می پردازد و ساده ترین و عمیق ترین نوع ارتباط ابتدایی انسان با طبیعت و خالق هستی را با جلوه های خاص به نمایش می گذارد. از این میان می توان اقوام خطه خراسان به ویژه منطقه تربت جام که یکی از مناطق بسیار مهم و پراهمیت از لحاظ فرهنگ موسیقایی و بازی های آیینی در ایران است اشاره کرد. علاوه بر دیدگاه فلسفی به آیین ها و سنت ها می توان به هنر خاص و ویژه بافت قالی و قالیچه در این منطقه اشاره کرد؛ قالیچه هایی که با اصول ساده و ابتدایی، با رنگها و مواد طبیعی بافته شده و دارای ویژگی های بومی، منطقه ای، اجتماعی و تاریخی است. بافنده غنی ترین احساسات و اندوخته های ذهنی و هویتی خود را به هنری ناب و پدیده های بی همتا تبدیل می کند که از تاثیر زمان و کهنگی به دور است و هیچگاه کاربرد مادی و معنوی خود را از دست نمی دهد.

این موضوع به صراحت نشان می دهد که تمامی هنرها، فرهنگ و آیین ها متاثر از یکدیگر و بر پایه عوامل و شرایط اجتماعی شکل گرفته است و از آنجا که روزگاری محور زندگی تمامی این قبایل بر پایه کشاورزی و دامپروری بوده است، به منظور سلطه بر طبیعت و محیط اطراف خود حرکاتی انجام می دادند که به مرور زمان به آیین تبدیل شده است.

آنها با انجام این آیین ها نشان می دادند که تنها قصدشان خوش گذرانی نیست، بلکه می خواستند به این طریق از خداوند و طبیعت چیزهای مفید بیاموزند، یا چیزهایی به خود تلقین کنند و به وسیله این حرکات، طبیعت را تشویق کنند و به زمین دستور دهند محصول خوبی به بار آورد.

موضوع مورد مطالعه در این کتاب، ریشه یابی حرکات و بازی های آیینی تربت جام، آفر (کشاورزی، قالیبافی) بر اساس مفاهیم موجود در آیین های این منطقه و بازتاب این حرکات در بخشی از نقوش قالیچه های منطقه است. این نقش ها، بیانگر پیوند عمیقی است که در ذهن سازندگان آن، به نحو زیبا و هنرمندانه ای، بین هنر و زندگی اجتماعی برقرار شده است، به گونه ای که شاید خود بافندگان نیز متوجه این پیوند نبوده و به صورت ناخودآگاه احساسات و حرکات خود را به قالیچه ها منتقل کرده اند.

حال این سوال مطرح می شود: آیا نقوش قالی های منطقه، به لحاظ فرم و شکل، با بازی های آیینی ارتباط دارد؟ و اگر چنین است این رابطه فرمی، بیانگر پیوند مفهومی آنهاست؟ و یا این ارتباط صرفا تاثیر پذیری ظاهری است که به همخوانی و هماهنگی منجر شده است؟

بازتاب حرکات آیینی تربت جام بر روی نقوش فرش

بازتاب حرکات آیینی تربت جام بر روی نقوش فرش

بازتاب حرکات آیینی تربت جام بر روی نقوش فرش بازتاب حرکات آیینی تربت جام بر روی نقوش فرش بازتاب حرکات آیینی تربت جام بر روی نقوش فرش

بازتاب فرم و حرکات موزون در آثار و به خصوص فرش مناطق چگونه است؟

با توجه به نتایج نقوش بدست آمده از حرکات و نقوش مستخرج از آنها می توان به فرش منطقه پی برد و آنها را به سه گروه از فرم های گویای حرکات نیایشی، فرم های برگرفته از کار و تلاش و فرم های برگرفته از زیستگاه و طبیعت طبقه بندی کرد که بر اساس نحوه دستها و پاها ارايه شده اند که نمود آن را می توان به صورت نقوش در میان فرش ها دید. در این هنر، هنرمندان شیوه های معیشتی خود، مانند زراعت، دامپروری و حتی حرکات مربوط به قالیبافی را با حرکات به تماشاگر نشان می دهند و به صورت ناخود آگاه این نقوش را در قالیچه های خود به تصویر می کشند. این نکته حایز اهمیت است که عنصر اصلی و واگیره در نقش های بلوچ اکثرا مثلث است و اینگونه استنباط می شود که عشایر بلوچ درکوچ هایشان نوعی حالت تعقیب و گریز داشته اند که این روحیه، هماهنگی و همسویی نزدیکی با ویژگی های بصری مثلث دارد که به نوعی حالت تعرض به بیرون دارد بر همین اساس اغلب نقوش بدست آمده از حرکات آیینی، شکل هندسی و مثلث گونه دارد و به نوعی هماهنگ با نقوش هندسی قالیچه ها است. هماننطور که گفته شد هر دو این آیین ها از چند گروه فرم، شکل یافته است.

گروه اول حاوی فرم هایی است که کار و تلاش و فعالیت را در بر دارد. در این گروه معمولا فرم هایی بسیار پویا از حرکت توامان دست و پا شکل می گیرد که نشان دهنده تمرکز شدید بر کار، فارغ از سایر امور است و حرکت و ریتمی قوی به چشم می خورد. ویژگی اکثر نقوش و ترکیبات در این گروه تداعی حرکتی آهسته و پیوسته در فرش است. خود این نقوش یا ترکیباتشان به صورت ردیفی و تکرار شونده در گوشه ای از متن و یا در حواشی قالی به کار گرفته شده و مانند حرکاتی که بر آنها تاثیر داشته است، جوهر کار و فعالیت یعنی تداوم، ریتم و تمرکز را بیان می کند.

گروه دوم فرم هایی است که در بردارنده حرکت رو به بالای دستها است، فرم کلی در حرکات این گروه حالت دعا، راز و نیاز و نیایش است، اگر چه برخی از آنها مراحلی از کار است. پاها در این گروه یا ایستا است و یا نقش مهمی در انتقال فرم ایفا نمی کند. ژست کلی،حالت نیاز و تواضع و رهایی است، دستهای رو به بالا، فرم اصلی حرکت در این دسته است و اظهار عجز و نیاز ویا انتظار و طلب خیر یا پاداش معنوی را بازگو می کند. نقوش برخاسته از حرکات آیینی در این گروه همانند فرم و مفهوم خود این حرکات بیانگر امور معنوی، محوریت، آرامش، مذهب و اصالت است.
گروه سوم، فرم هایی است که بین دو گروه قبلی جا می گرد، یعنی نه پویایی حرکت و کار در گروه یک را داراست و نه آرامش و معنویت گروه دوم، بلکه به گونه های واجد خصایص هر دو گروه است. فرم های این گروه از حرکت، از ناهمسانی و غیر موازی بودن دستها حاصل می شود و در عین بیان فعالیت، برگرفته از طبیعت و عوامل زیستی است.

Admin

فارغ التحصیل رشته تکنولوژی نساجی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *