مقالات

آسیب شناسی وضعیت صنایع نساجی ایران

مهندس جلال حقیقت منفرد- عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

نیکا وطن خواه-کارشناس ارشد مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

بحث بحران در صنعت نساجي كشور، بحث جديدي نيست چرا كه در طي سال‌هاي گذشته اين قديمي‌ترين صنعت جهان در داخل كشور با ناملايمتي‌هاي فراوان مواجه بوده، آنچه مسلم است صنعت نساجی کشور نیازمند یک طراحی جدید است و الگوی جدیدی برای این صنعت باید کشیده شود تا بتواند علاوه بر نیاز داخل در بازارهای بین المللی نیز رقابت کند. [۱] به همین دلیل در این مقاله ۱۱ عامل را به عنوان مهمترین عوامل تاثیرگذار بر ایجاد بحران در صنایع نساجی ایران، در نظرگرفته ایم و به بررسی این عوامل با قراردادنشان در دو گروه درون و برون سازمانی پرداخته ایم. نتایج حاصل از ارزیابی این عوامل حاکی از این است که در بین عوامل درون سازمانی فرسودگی ماشین آلات و در بین عوامل برون سازمانی قاچاق کالا از کانال های رسمی وغیر رسمی مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تضعیف در صنعت نساجی ایران می باشند.

مقدمه
صنعت نساجی در واقع شامل تمام مراحل تولید الیاف (طبیعی و مصنوعی)، تبدیل الیاف به نخ، تبدیل نخ به پارچه و همچنین شامل فرآیندهای تکمیلی انجام شده بر روی پارچه مانند رنگرزی و چاپ می باشد. این صنعت در ابتدا تنها محدود به تولید نخ بود ولی به مرور زمان همه انواع پوشاک را شامل شد. صنعت نساجی از قدیمی‌ترین صنایع بشری محسوب می‌شود چرا که نیاز به لباس و پوشاک بعد از نیاز به غذا و مسکن از نیازهای اولیه انسان به شمار می‌آید.
در واقع انسان از زمان های بسیار دور، علاوه بر اینکه با شکار حیوانات می توانست مواد غذایی خود را تامین کند، از پوست آنها نیز به عنوان وسیله مناسبی برای گرم نگه داشتن بدن خود استفاده می کرد. پیشرفت تمدن در طول تاریخ در اثر خواسته ها و آرزوهای انسان به وجود آمده است، به این دلیل انسان مواد و وسایل موجود را صرفاٌ به عنوان وسیله گذران زندگی و ادامه حیاتش محدود نکرده است بلکه از آن به طریقی استفاده کرده است که بتواند آسایش و راحتی او را بیشتر تامین کند و این امر در مورد پوشاک نیز عمومیت داشته است. طول تاریخ انسان دریافت که رویش مویین پوست حیوانات و رشته های نازک و بلند برخی از گیاهان آمادگی دارند که به وسیله تابیده شدن به دور خود، رشته های بلندتری را تشکیل دهند که موسوم به نخ است. و سپس پی برد که از به هم بافتن این نخ به صورت تار و پود، محصولی می تواند به دست آورد که برای پوشانیدن بدن انسان بسیار مناسب است و آن را پارچه نامید. بعدها متوجه شد که می تواند این پارچه را با مواد رنگ دار طبیعی رنگین کند و به آن زیبایی و ظرافت بخشد. بدین ترتیب بود که الیاف طبیعی نظیر پنبه و پشم و ابریشم و دیگر الیاف هر یک به نحوی شناخته شدند و انسان نیازمند، جهت استفاده از آنها روش های عملی و فنی لازم را هم ابداع کرد و همزمان با کاوش ها و یافته های دیگری که در سایر زمینه های زندگی و برای رفع سایر نیازمندی ها به عمل آورد، رفته رفته تکنیک ها و روش های مکانیکی ساده و اولیه را کشف کرد و وسایلی را ساخت که بتواند از منابع طبیعی موجود حداکثر استفاده را ببرد.

صنعت نساجی در ایران سابقه چند هزار ساله دارد. این صنعت در ایران در قرن یازدهم هجری تقریباٌ با صنعت نساجی سایر کشورهای جهان همگام بود. از آغاز تحول صنعتی در جهان که پای ماشین به عرصه صنایع باز شد صنعت نساجی ایران مانند اغلب صنایع ماشینی دیگر نتوانست همپای کشورهای دیگر پیشرفت کند و حالت بومی و سنتی خود را حفظ کرد. از آغاز قرن چهاردهم اولین کارخانه های نساجی ماشینی از خارج خریداری و در ایران شروع به کار کردند. در حال حاضر صنعت نساجی ایران بسیار گسترش یافته و در اغلب قسمت های آن سرمایه گذاری های عظیمی شده است، به طوری که بعد از صنعت نفت دومین صنعت بزرگ کشور محسوب می شود. متاسفانه باید گفت که در کلیه قسمت های این صنعت اعم از ماشین آلات، فرایند ها، مواد اولیه که شامل الیاف و رنگ ها و دیگر مواد شیمیایی می شود وابستگی های اساسی وجود دارد. [۲] آسیب شناسی صنایع نساجی که اهمیت عوامل درون سازمانی نسبت به عوامل برون سازمانی در ایجاد مشکلات صنعت نساجی را در بر می گیرد هدف اصلی این تحقیق می باشد.
در واقع زمانیکه یک سازمان در مواجهه با یک مسئله، قادر به ارائه راه حل مناسب نباشد، دچار مشکل می شود، اغلب تعارض های سازمانی در بین افراد، رهبران و در تمام واحدهای سازمانی وجود دارد. آسیب شناسی روشی عالی برای تشخیص ناهمگونی های تعارضی در سازمان می باشد. پر واضح است که شناخت مشکلات یکی از اولین فعالیت هایی است که در تحول سازمانی انجام می گیرد، در واقع آسیب شناسی به شیوه ای قانونمند و بخشی جداناپذیر از روش شناسی به تحول سازمانی اعتبار می بخشد؛ همچنین آسیب شناسی شامل رسیدگی دقیق به تمام سیستم ها و تک تک مشکلات می باشد. این مشکلات می توانند مربوط به درون یا بیرون سازمان باشند. منظور از عوامل درونی عواملی است که توسط فرد یا مدیر بنگاه قابل کنترل هستند و منظور از عوامل بیرونی عواملی است که خارج از کنترل فردی یا بنگاهی هستند.
متاسفانه در حال حاضر صنعت نساجی ایران با مشکلات زیادی چه در درون و چه در بیرون سازمان ها روبرو است و می توان گفت که این صنعت در شرایط بحرانی قرار دارد. بدیهی است تا زمانی که علل بوجود آورنده مشکلات حال حاضر این صنعت در ایران شناخته نشوند نمی توان راه حل یا راه حل های مناسبی به منظور رفع آنها ارائه کرد.

۱- مشکلات پیش روی صنعت نساجی
صنعت نساجی از جمله صنایع کشور است که طی سال‌های اخیر به ‌دلیل واردات بی‌رویه منسوجات و مشکلات ایجاد شده در مسیر تأمین مواد اولیه، تولید و نقدینگی مورد نیاز برای بازسازی، با مشکلات بسیاری مواجه بوده است. نارضایتی دست‌اندرکاران صنعت نساجی از نحوه بازپرداخت تسهیلات ارزی پرداختی به این بخش، از جمله موضوعاتی است که طی چند سال گذشته به محل مناقشه تولید‌کنندگان و دست‌اندرکاران بخش صنعت و معدن تبدیل شده است و با وجود برخی پیگیری ها مبنی بر رفع این مشکل هنوز نتیجه مشخصی حاصل نشده است. [۳] همچنین موارد دیگری همچون کمبود مواد اولیه مرغوب، بالا بودن هزینه تولید و مدیریت ضعیف و… از جمله مسائلی است که به مشکلات این صنعت دامن زده است.

برخی از عارضه های صنعت نساجی مربوط به درون سازمان عبارتند از:
۱- ضعف مدیریت
۲- فرسودگی ماشین آلات
۳- قیمت تمام شده بالای کالاها
۴- عدم توجه به استانداردها و کیفیت پایین محصولات
۵- عدم وجود مواد اولیه مرغوب
۶- بهره وری پایین نیروی انسانی

برخی ازعارضه های صنعت نساجی مربوط به بیرون سازمان عبارتند از:
۱- عدم حمایت دولت
۲- کاهش تقاضای بازار
۳- عدم امنیت شغلی مدیر و سرمایه گذار
۴- نرخ بالای بهره بانکی و مشکلات اعطای تسهیلات
۵- قاچاق کالا به طور رسمی و غیر رسمی
در واقع می توان این موارد را در مدل مفهومی زیر نشان داد.

۱-۱- ضعف مدیریت
همانطور که گفته شد صنعت نساجی کشور نیازمند یک طراحی جدید است و الگوی جدیدی برای این صنعت باید کشیده شود این مطلب در مورد مدیریت واحدها و کارخانجات این صنعت  نیز صدق می کند چرا که بسیاری از کارخانجات نساجی از نبود افراد کارشناس و آموزش دیده در این زمینه رنج می برند. آنچه مسلم است ضعف در عملکرد مدیران واحدهای نساجی عامل بسیاری از مشکلات دیگر خواهد بود.

۱-۲- فرسودگی ماشین آلات
همان طور که گفته شد فرسودگی ماشین آلات یکی از عارضه های درون سازمانی صنعت نساجی در ایران محسوب می شود. متاسفانه بسیاری از ماشین آلات مورد استفاده در کارخانه های نساجی در کشور ما در حال حاضر قدیمی و فرسوده هستند بدیهی است استفاده از ماشین آلات با تکنولوژی پایین از میزان کیفیت محصولات تولیدی می کاهد و این مسئله می تواند به شدت برتوان رقابتی ایران در بازارهای جهانی تاثیرگذار باشد. البته در سال های اخیر گام هایی در جهت نوسازی ماشین آلات توسط واحدهای بخش خصوصی برداشته شده است.

۱-۳- قیمت تمام شده بالای کالاها
افزایش روز افزون هزینه های تولید مانند قیمت مواد اولیه، حقوق، دستمزد، انرژی و سوخت مورد نیاز تولید، مالیات و عوارض گوناگون، هزینه های بسته بندی و حمل ونقل، نرخ بهره بانک ها، نوسانات نرخ ارز و غیره موجبات افزایش قیمت تمام شده کالاهای ساخته شده و آماده برای فروش گردیده است. [۴]

۱-۴- عدم توجه به استانداردها وکیفیت پایین محصولات
منظور از استاندارد مدرکی است که براساس توافق عمومی منتشر و توسط سازمان شناخته شده ای تصویب شده است و برای استفاده عمومی و مکرر مواردی از قبیل قوانین، راهنمایی هایی برای فعالیت ها یا نتایج آنها با هدف دستیابی به میزان مطلوبی از نظم در یک زمینه خاص را فراهم می کند. همچنین کیفیت همیشه به عنوان یک جزء جدا ناپذیر همه کالاها و خدمات به شمار می رود. در حالی که آگاهی ما از اهمیت آن، از دیدگاه بازرگانی و همچنین معرفی روش های رسمی برای کنترل و بهبود کیفیت، به صورت تدریجی است. طراحی و برنامه ریزی کیفیت شامل تعیین و شناسایی مشتریان، هم مشتریان خارجی و هم کارکنان سازمان و شناسایی نیازهای آنها می باشد. سیستم مدیریت یک سازمان باید برای جهت دهی مناسب به فلسفه کلی بهبود کیفیت و حصول اطمینان از به کارگیری آن در همه جنبه های کسب و کار سازماندهی شود. [۵] اما متاسفانه در حال حاضر در بسیاری از واحدهای تولیدی به این موضوع به درستی پرداخته نمی شود. در واقع عدم یا کمبود توجه به استانداردها دلیلی است برای پایین بودن کیفیت کالاهای تولیدی در صنعت نساجی ایران.

۱-۵- عدم وجود مواد اولیه مرغوب:
در حال حاضر ايران در زمينه توليد الياف پنبه داراي مشكلات زيادي است چرا كه كشاورزان براي كاشت اين محصول ارزشمند تمايل چنداني نشان نمي دهند. مهمترين ويژگي هاي يك پنبه خوب طول الياف، ظرافت الياف و تميزي الياف است كه پنبه ايران داراي طول الياف نسبتاٌ بلند و ظرافت خوبي است اما به دليل روش هاي سنتي و غيرمكانيزه برداشت غوزه هاي پنبه و مراحل جداكردن الياف از دانه هاي پنبه، الياف پنبه ايران داراي شكستگي زياد و طول نامناسبي مي گردد. هر چند دولت هر ساله طرح هايي را جهت اصلاح نژاد پنبه ايراني و نزديك كردن آن به الياف مناسب پروسه نساجي، اعلام مي كند اما هنوز به دليل عدم وجود عزم جدي در اين زمينه به نتايج اثر بخشي دست نيافته اند. از طرفي عدم حمايت دولت از پنبه كاران، سبب شده که آنها نيز كشت ساير اقلام كشاورزي را براي امرار معاش خود مناسب تر مي بينند و اين موجب شده تا هر ساله ميزان سطح كشت پنبه در ايران و در نتيجه توليد الياف پنبه كاهش يابد. در ايران مناطقي مانند گرگان و مغان براي كاشت پنبه بسيار مناسب است. اين محصول يعني پنبه يك محصول استراتژيك در دنيا محسوب مي شود و اهميت آن به قدري است كه لقب طلاي سفيد را به خود گرفته امروزه نساجان ايراني پنبه مورد مصرف خود را از ازبكستان كه يكي از بزرگترين و با كيفيت ترين پنبه هاي جهان را كشت و توليد مي كند وارد مي كنند.
از ديگر الياف كه در ايران توليد مي شود پشم است. مرغوب ترين پشم دنيا در استراليا توليد مي شود كه داراي نژاد گوسفندان مرينوس مي باشد و پشم آنها فوق العاده مرغوب و تميز ، ظريف و داراي طول مناسب است. در حالیکه پشمي كه در ايران توليد مي شود ظرافت بالايي ندارد براي توليد انواع فرش دستباف و كفپوش بسيار مناسب است و درصد بسيار زيادي از ۷۰ هزار تن توليد سالانه پشم در ايران براي بافت ۱۰ ميليون متر مربع فرش پشمي به كار مي رود. متاسفانه توليد ابريشم در ايران رونق سال-هاي پيش را ندارد و به دليل سختي بافت پارچه از ابريشم اين نوع محصولات در كشورهايي مانند اسپانيا بافته مي شود. در زمينه توليد الياف مصنوعي، ايران داراي وضعيت خوبي است چرا كه با وجود تاسيس واحدهاي پتروشيمي توان توليد ايران براي توليد مواد اوليه الياف مصنوعي بسيار افزايش يافته است و در حال حاضر الياف و نخ هاي پلي استر، پلي آميد، پلي پروپيلن، نايلون و …توليد مي شود و واحدهاي زيادي توليد اين محصولات را برعهده دارند كه در صنايع بافت پارچه، فرش، منسوجات بي بافت و … مصرف مي شوند.

۱-۶- بهره وری پایین نیروی انسانی
نیروی انسانی در تمامی سطوح منبع اصلی و عامل مرکزی در تلاش های بهبود بهره وری است. مهارت، تحصیلات، آموزش، انتظارات شغلی و انگیزشی، نگرش ها و ارزش ها و سلامتی نیروی انسانی مستقیماٌ بر بهره وری مؤثر است. حال نبود یا کمبود هر یک از این موارد می تواند بهره وری نیروی انسانی را پایین بیاورد.

۱- ۷- عدم حمایت دولت
دیدگاهی وجود دارد که تقریبا همه مشکلات را ناشی از مدیریت غیر کارآمد دولتی می داند، گفته می شود که این دولت وارث بحران های بزرگی در این صنعت بود که نساجی کردستان، نساجی کرمانشاه (غرب)، صنایع نساجی خوی، فرنخ، مه نخ و ناز نخ، مخمل و ابریشم کاشان و… از جمله این کارخانه ها به حساب می آمدند. درباره یکی از این واحدها، روزگاری حجم تولید کارخانه نساجی کرمانشاه (غرب) به ۳۰ میلیون متر می رسید. این شرکت دارای بیش از ۱۵۰ فروشگاه و ده ها هکتار زمین بود و هزاران کارگر در آن مشغول به کار بودند. در دی ماه سال ۸۶، این شرکت معظم با بیش از ۸۰ میلیارد تومان بدهی انباشته و تقلیل کارگران به حدود هزار نفر، حتی قادر به پرداخت حقوق کارگران به مدت ۴ ماه نبود و در نهایت با تعطیلی این کارخانه، قرار شد که زمین های آن برای ساخت شرکت خودروسازی در اختیار ایران خودرو قرار گیرد. اگرچه مشکلات اقتصادی ایران فقط به سیاست های دولت حاضر محدود نمی شود ولی دولت با سیاست هایی که در پیش گرفت وضع صنعت بطور کلی و صنعت نساجی بطور اخص را بسی دشوار تر کرد. در این راستا بد نیست به تغییرات مکرر تعرفه برای واردات پنبه و رنگ مورد استفاده اشاره کنیم. [۶]

۱-۸- کاهش تقاضای بازار
عدم مرغوبیت بیشتر اجناس داخلی و بالا بودن قیمت آنها زمینه را برای ورود منسوجات خارجی با کیفیت بالا و قیمت های مناسب هموار ساخته، بدیهی است کارخانجات قدیمی با تولیدات نه چندان مرغوب خود و با قیمت های نه چندان ارزان قادر به رقابت در بازار پر رقابت ایران نبوده و لاجرم بسیاری از تولیدات آنها در انبارها به صورت راکد مانده است. [۴]

۱-۹- عدم امنیت شغلی مدیر و سرمایه گذار
یکی از کارشناسان وزارت صنایع به عدم امنیت سرمایه گذاری با وجود قوانین ضعیف بانکی به عنوان یکی از عوامل بحران زا در ایران اشاره می کند همچنین متذکر می شود که هیچ سرمایه گذاری با چنین قوانین و مقرراتی نمی تواند و نمی خواهد که حاصل عمر و تلاش خود راتباه کند؛ چرا که سودهای کلان بانک ها و موانع و مشکلات معضلاتی که این موسسات فرا راه سرمایه گذاران قرار داده اند صاحب سرمایه علاقه مند را مایوس و دل زده می کند. بر این اساس هیچ سرمایه گذار ایرانی مقیم خارج هم جذب ریزش سرمایه اش در این برهه زمان در کشور نخواهد شد مگر اینکه در سیستم مدیریت بانک های کشور تعویض صورت پذیرد. [۴]

۱-۱۰- نرخ بالای بهره بانکی و مشکلات اعطای تسهیلات
متاسفانه در حال حاضر نرخ بهره بانکی در ایران بسیار بالا است و شرایط اعطای تسهیلات بانکی در ارتباط با صنعت نساجی مطلوب نیست چرا که بانک ها با توجه به شرایط موجود نگرانی های بسیاری دارند در واقع این امر به این دلیل است که بانک ها تصور می کنند برگشت پول در این صنعت ریسک بالایی دارد.

۱-۱۱-  قاچاق کالا از کانال های رسمی و غیر رسمی
در واقع مشکل اساسی، چه در پیوند با صنعت نساجی و چه به طور کلی با بخش عمده ای از تولیدات داخلی، واردات بی رویه به ایران است به حدی که از «ویروس واردات» سخن گفته می شود. در پیش گرفتن سیاست نادرست «واردات سالار» برای کنترل تورم توسط دولت ها، اگر چه تورم را چاره نکرد ولی به تولیدات داخلی لطمات بسیار جدی وارد کرد. کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش، از دست رفتن بخش های بیشتری از بازارداخل، رکود کلی اقتصاد، فرسودگی ماشین آلات، قاچاق منسوجات، باعث وضعیتی شده است که این صنایع نمی توانند از تمام ظرفیت تولیدی خود استفاده نمایند، ظرفیت بیکار درصنعت نساجی ۶۰% برآورد شده است و پی آمد آن هم این است که هزینه تولید افزایش می یابد و توان رقابتی این محصولات دربازار بازهم بیشتر کاهش می یابد. [۶]

نتایج و بحث
در این تحقیق جهت ارزیابی عوامل سازمانی (درونی و بیرونی) تعداد ۴۰ پرسشنامه را در بین ۴۰ نفر از کارشناسان و صاحب نظران این صنعت توزیع و سپس بر اساس نظر پاسخگویان و با استفاده از آزمون T تک نمونه ای میزان اهمیت این عوامل را بررسی کرده ایم که نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل های آماری گویای این مطلب است که در بین عوامل درون سازمانی فرسودگی ماشین آلات و در بین عوامل برون سازمانی قاچاق کالا از کانال های رسمی وغیر رسمی مهمترین عوامل تاثیر گذار بر ایجاد بحران در صنعت نساجی ایران می باشند. در ادامه به منطور اولویت بندی این عوامل از آزمون فریدمن بهره برده ایم که نتایج حاصل از این آزمون برای عوامل درون سازمانی حاکی از این است که بيشترين ميانگين رتبه ای مربوط به فرسودگی ماشین آلات و كمترين ميانگين رتبه ای مربوط به بهره وری پایین نیروی انسانی مي‌باشد. پس مي‌توان بر اساس نتایج آماری به دست آمده گفت فرسودگی ماشین آلات دربین عوامل درون سازمانی بالاترین جایگاه را دارد و بهره وری پایین نیروی انسانی جایگاه آخر را به خود اختصاص می دهد.
در بین عوامل برون سازمانی بالاترین رتبه به قاچاق کالا از کانال های رسمی و غیر رسمی و پایین ترین رتبه به  نرخ بالای بهره بانکی و مشکلات اعطای تسهیلات تعلق دارد.

بطور کلی پس از بررسی این ۱۱ عامل آنها را بصورت زیر اولویت بندی کردیم:
عوامل سازمانی
۱- قاچاق کالا از کانال های رسمی و غیر رسمی
۲- کاهش تقاضای بازار
۳- عدم امنیت شغلی مدیر و سرمایه گذار
۴- فرسودگی ماشین آلات
۵- عدم حمایت دولت
۶- عدم توجه به استانداردها و کیفیت پایین محصولات
۷- ضعف مدیریت
۸- نرخ بالای بهره بانکی ومشکلات اعطای تسهیلات
۹- قیمت تمام شده بالای کالاها
۱۰- عدم وجود مواد اولیه مرغوب
۱۱- بهره وری پایین نیروی انسانی

پیشنهادات
آنچه مسلم است بررسی و شناخت مشکلات حال حاضر صنعت نساجی ایران می تواند مسیر را جهت یافتن راه حل های مناسب و ارائه آنها به منظور رفع این مشکلات هموارتر کند. درواقع مسئولین باید ابتدا موانع پیش روی این صنعت را بطور دقیق شناسایی کنند و سپس با بهره گیری از روش های مناسب در این زمینه این موانع را برطرف سازند. با توجه به جدول اولویت بندی عوامل سازمانی و با توجه به درجه اهمیت این عوامل قاچاق کالا از کانال های رسمی وغیر رسمی در بین عوامل سازمانی مهمترین عامل محسوب می شود پس مسئولین باید تلاش کنند به طرز شایسته ای از انجام این امر جلوگیری به عمل آورند. به نظر می رسد دراین زمینه دولت بیشترین اختیارات را داراست بنابراین تصمیم جدی دولت در ارتباط با وضع قوانین لازم در جهت مبارزه با قاچاق کالا چه ازکانال های رسمی و چه غیر رسمی کمک شایانی به این صنعت می کند.  همچنین در زمینه بهبود شرایط صنعت نساجی ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
به منظور بهبود تقاضای بازار، کارخانجات نساجی در زمینه بازاریابی باید تدابیر ویژه ای اتخاذ کنند. کارخانجات نساجی نه تنها باید با سلیقه مشتریان خود آشنایی داشته باشند بلکه برای تولید کالاهای با کیفیت بالا برنامه ریزی کنند. در این زمینه استفاده از سیستم پیشنهادها می تواند بسیار مفید باشد.
یکی دیگر از مواردی که در جهت بهبود عوامل برون سازمانی موثراست حمایت از سرمایه گذاران صنعت نساجی می باشد. زیرا اگر سرمایه گذاران در این زمینه به خوبی حمایت شوند انگیزه بیشتری در جهت سرمایه گذاری پیدا می کنند، همین امر می تواند در زمینه بهبود شرایط صنعت نساجی موثر باشد.
از آنجایی که فرسودگی ماشین آلات در میان عوامل درون سازمانی مهمترین عامل تاثیر گذار است در نتیجه کارخانجات نساجی باید تلاش کنند سیستم خود را به ماشین آلات پیشرفته و با تکنولوژی بالا مجهز کنند البته آنچه مسلم است برای ورود تجهیزات مطابق با تکنولوژی روز دنیا صنعت نساجی نیازمند همکاری دولت می باشد. بدیهی است بهره گیری از ماشین آلات و تجهیزات مدرن نه تنها میزان تولید که کیفیت کالاهای تولیدی را بالاتر می برد و این امر کمک شایانی به بالا رفتن میزان توان رقابتی کارخانجات نساجی می کند. بر طبق نظرات کارشناسان و متخصصین این صنعت، کارخانجات نساجی طی ۱۰ سال گذشته از سوی دولت هیچ گونه کمکی دریافت نکرده اند که این در جایگاه خود جای تامل دارد. متاسفانه در حال حاضردولت در زمینه کمک به صنعت نساجی بیش از آنکه بخواهد عمل کند شعار می دهد.
همچنین دولت می تواند میزان قوانین و بوروکراسی های حاکم بر کارخانجات نساجی را کاهش دهد و در جهت حمایت و پشتیبانی از تولید در صنعت نساجی تدابیر ویژه ای اتخاذ کند. تلاش دولت برای ثبات نرخ تورم راه دیگری در جهت کمک به این صنعت می باشد.

منابع
[۱] www.ertebatesanat.ir
[۲] حاجی شریفی، محسن؛ ساسان نژاد، جواد؛ خصوصیات صنعت نساجی، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ چهارم،۱۳۸۳
[۳] www.Hamshahrionline.ir
[۴] غلامرضا شفیعیون، ارزیابی علل بحران در صنایع نساجی ایران با تکیه بر صنایع نساجی اصفهان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحدتهران مرکزی، ۱۳۸۴
[۵] Montgomery, Douglas C (2010). A modern Framework For Achieving Enterprise Excellence. School of  Computing, Arizona State University, Tempe, Arizona, USA.
[۶] niaknameh.blogfa.com

منبع: شماره ۱۸ مجله کهن

————————————————————————————

این مطلب را نیز بخوانید
پیشنهاد سردبیر : الیاف مصنوعی یا الیاف بشر ساخت چیست ؟ 

————————————————————————————
تحریریه مجله نساجی کهن
ارسال مقالات و ترجمه جهت انتشار در سایت : info@kohanjournal.com

فرم ثبت نام سریع

جهت دریافت آخرین خبرها و به روز ترین نمایشگاه های نساجی و فرش ماشینی ایران و جهان در فرم زیر ثبت نام کنید
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن