گذري كوتاه بر صنعت نساجي ايران ‏

‏  شايد بتوان گفت صنعت نساجي از بزرگترين و با اهميت ترين صنايع جهان است و با گردش مالي فوق العاده بالاي خود مورد توجه بسياري از كشور ها و اقتصاد هاي بزرگ دنياست. صنعت نساجي همواره به عنوان ركن اساسي هر جامعه اي محسوب مي شود چرا كه نياز به پوشاك، انواع كفپوش ها، كيف و كفش و … از نيازهاي اساسي هر فرد است. اهميت اين صنعت تا بدان جاست كه بسياري از كشورهاي جهان جهش و انقلاب اقتصادي خود را بر پايه صنعت نساجي پايه گذاري مي كنند كه چين روشن ترين نمونه آن است. در كشورهايي نظير هندوستان و پاكستان تقريبا سي درصد كل نيرو ي شاغل  در صنعت آنها در صنايع نساجي و پوشاك فعاليت مي كنند. تركيه سالانه درصد بسيار زيادي از صادرات خود را در زمينه نساجي انجام مي دهد و نمونه هاي بسيار زياد ديگري كه مي توان به آنها اشاره كرد.  صنعت نساجي به جهت اينكه يك صنعت كارگر بر است نقش به سزايي را در اشتغال زايي افراد جامعه  ايفا مي كند و سرمايه گذاري در ان يكي از راهكارهاي مفيد كشور ها براي مبارزه با بيكاري است. ‏

نساجي در ايران سابقه چهار هزار ساله دارد و بيش از ۱۰۰ سال پيش، صنعتي شده است .  بررسي وضعيت اين صنعت به جهت گستردگي و تنوع بساير بالاي آن نيازمند صرف وقت زيادي است كه از چهار چوب اين تحقيق خارج خواهد بود. در اين جا قصد داريم به بررسي اجمالي اين صنعت در كشور ايران بپردازيم و با بيان واقعيت هاي اين صنعت در ايران چهارچوبي كلي را ترسيم نمائيم.

صنعت نساجي داراي شاخه هاي بسيار زيادي است كه از مهمترين آنها مي توان به صنايع توليد الياف مصنوعي، طبيعي و بازيافتي، صنايع ريسندگي ( الياف كوتاه و بلند ) صنايع بافندگي انواع پارچه هاي  تاري و پودي و حلقوي، صنايع چرم و پوست طبيعي و مصنوعي، رنگرزي و تكميل ( الياف، نخ، پارچه، پوشاك)  ، چاپ دستي،‌تخت و روتاري ، طراحي و مد پارچه پوشاك و كيف و كفش و مفروشات،

صنايع كيف و كفش، ساخت ماشين آلات، رنگ و مواد شيميايي و مواد كمكي نساجي ، منسوجات خانگي، منسوجات پزشكي و بهداشتي، منسوجات بي بافت و مفروشات ماشيني، منسوجات صنعتي
و منسوجات ويژه ، فرش دستباف و منسوجات سنتي و صنايع دستي، نرم افزارهاي مديريت و طراحي ، دستگاههاي آزمايشگاهي و كنترل كيفيت اشاره كرد. ‏

‏ اگر صنعت نساجي را به دو دسته توليد ماشين آلات و خطوط توليد نساجي و توليد كالاي نهايي تقسيم بندي نمائيم ايران در زمينه توليد ماشين الات  در حال حاضر توان و جايگاهي در جهان و حتي منطقه ندارد چرا كه توليد ماشين الات نساجي و خطوط توليد در اختيار كشورهايي مانند آلمان ، ايتاليا  و فرانسه … است و در سالهاي اخير نيز به جهت عدم داشتن صرفه اقتصادي  در اروپا كم كم در حال انتقال  كشور هايي مانند تركيه و چين است.
اما عمده فعاليت كشور ما در زمينه نساجي به توليد كالاهاي نهايي معطوف مي شود كه از مهمترين پتانسيل هاي موجود در كشور نيروي كار نسبتا ارزان و هزينه پائين انرژي در كشور است كه در مقايسه با كشور هاي اروپايي و برخي از كشورهاي همسايه براي توليد مناسب تر است. در حال حاضر ايران در زمينه توليد الياف پنبه داراي مشكلات زيادي است چرا كه كشاورزان براي كاشت اين محصول ارزشمند تمايل چنداني نشان نمي دهند. مهمترين  ويژگي هاي يك پنبه خوب طول الياف ، ظرافت الياف و تميزي الياف است كه پنبه ايران داراي طول الياف نسبتا بلند و ظرافت خوبي است اما به دليل روشهاي سنتي و غير مكانيزه برداشت غوزه هاي پنبه و مراحل جداكردن الياف از دانه هاي پنبه الياف پنبه ايران داراي شكستگي زياد و طول نامناسبي مي گردد. ه چند  دولت هر ساله طرح هايي را جهت اصلاح نژاد پنبه ايراني و نزديك كردن آن به الياف مناسب پروسه نساجي اعلام مي كند اما هنوز به دليل عدم وجود عزم جدي در اين زمينه به نتايج اثر بخشي دست نيافته اند. از طرفي عدم حمايت دولت از پنبه كاران آنها نيز كشت ساير اقلام كشاورزي را براي امرار معاش خود مناسب تر مي بينند و اين موجب شده تا هر ساله ميزان سطح كشت پنبه در ايران و در نتيجه توليد الياف پنبه كاهش يابد. در ا يران مناطقي مانند گرگان و مغان براي كاشت پنيه بسيار مناسب است. ا ين محصول يعني پنبه يك محصول استراتژيك در دنيا محسوب مي شود و اهميت آن به قدري است كه لقب طلاي سفيد را به خود گرفته . ا مروزه نساجان ايراني پنبه مورد مصرف خود را از ازبكستان كه يكي از بزرگترين و با كيفيت ترين پنبه هاي جهان را كشت و توليد مي كند وارد مي كنند. ‏
‏ از ديگر الياف كه در ايران توليد مي شود پشم است. مرغوب ترين پشم دنيا در استراليا توليد مي شود كه داراي نژاد گوسفندان مرينوس مي باشد و پشم آنها فوق العاده مرغوب و تميز ، ظريف و داراي طول مناسب است اما پشمي كه در ايران توليد مي شود ظرافت بالايي ندارد  اما براي توليد انواع فرش دستباف و كفپوش بسيار مناسب است و درصد بسيار زيادي از ۷۰ هزار تن توليد سالانه پشم در ايران براي بافت ۱۰ ميليون متر مربع فرش پشمي به كار ميرود . ‏
متاسفانه توليد ابريشم در ايران رونق سالهاي پيش را ندارد و به دليل سختي بافت پارچه از ابريشم اين نوع محصولات در كشور هايي مانند اسپانيا بافته مي شود.

در زمينه توليد الياف مصنوعي ايران داراي وضعيت خوبي است چرا كه با وجود تاسيس واحدهاي پتروشيمي توان توليد ايران براي توليد مواد اوليه الياف مصنوعي بسيا رافزايش يافته است و در حال حاضر الياف و نخ هاي پلي استر، پلي آميد، پلي پروپيلن، نايلون و …  توليد مي شود و واحدهاي زيادي توليد اين محصولات را بر عهده دارند  كه در صنايع بافت پارچه ، فرش ، صنايع پركردني ،‌منسوجات بي بافت و …     مصرف مي شوند.

‏  يكي از مشكلات اساسي صنعت نساجي در ايران واردات بي رويه و قاچاق است  كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين پارچه هاي بسيار نامرغوب و بي كيفيت وارد كشور مي شود و باعث تعطيلي كارخانجات داخلي ميشود.  قا چاق در صنايع نساجي در زمينه پارچه و پوشاك بسيار پر رنگ تر است . به طور متوسط هرايراني در سال ۲۰ متر مربع انواع كالاهاي نساجي خريداري مي كند بنابراين ساليانه به يك ميليارد و ۴۰۰ ميليون متر پارچه نياز داريم كه ظرفيت نصب شده در ايران امكان توليد ۸۰ درصد اين ميزان را دارد اما متاسفانه اين بازار بزرگ و سود هاي ناشي از واردات كالاهاي نساجي و از همه مهمتر بي توجهي كامل دولتي ها به قاچاق نساجي موجب شده بسيار ي از توليد كنندگان ايراني نتوانند با كالاهاي وارداتي رقابت نمايند. ‏

از بارز ترين موارد مي توان به مسايل مربوط به پارچه چادر مشكي در ايران اشاره كرد امروزه مصرف چادر مشكي براي بانوان بالاي ۲۰ سال در ايران بيش از ۳۵ ميليون متر‎ ‎مربع تخمين زده مي شود كه تنها ۲ تا ۳ ميليون متر مربع آن در كشور توليد  مي شود و ما‎ ‎بقي آن به طور مستقيم يا غير مستقيم از ژاپن، اندونزي و كره جنوبي وارد مي شود‏‎.
‎‏
اما واقعياتي وجود دارد كه اجازه نمي دهد توليد اين كالا در ايران انجام‎ ‎شود و به قول معروف دست هايي در پشت پرده وجود دارد‎.
‎بنا اظهارات آقاي محمد‎ ‎مروج از كارشناسان و صاحب نظران نساجي ايران دست اندركاران واردات پارچه چادر مشكي‎ ‎به ايران به دليل سود فراواني كه از اين فعاليت تجاري خود مي برند به شيوه هاي‎ ‎مختلف مانع توليد آن در داخل كشور مي شوند‎.
‎قيمت هر متر چادر مشكي ۷۰ سنت است‎ ‎در حالي كه بانوان ايراني انرا به قيمت بين ۴۰ تا ۱۰۰ هزار تومان مي خرند.  يك‎ ‎قواره چادر مشكي در حدود ۵ متر پارچه نياز دارد يعني ۳۵۰ سنت و تفاوت بين ۳۵۰سنت و‎ ۴۰ ‎هزار تومان حداقل سود اين تجارت است‎.
‎‏
به همين دليل پروژه توليد چادر‎ ‎مشكي كه چند سال پيش توسط يكي از شركت هاي معتبر ايراني نهايي شد و ميرفت تا با‎ ‎موفقيت كار خود را آغاز نمايد  با كاهش تعرفه واردات اين كالا از ۷۰ درصد به ۱۷‏‎ ‎درصد!!!  به يكباره متوقف شد. همچنين پروژه توليد چادر مشكي توسط كره اي ها در‎ ‎ايران، طبق اظهارات منتشر شده شركت هاي كره اي توليد چادر مشكي را در ايران ظرف مدت‎ ۳ ‎ماه عملي اعلام كرده بودند اما فعلا خبري از آنها هم نيست. ‏‎
‎هم اكنون حداكثر ۳ شركت توليدي  ايراني در اين زمينه فعال هستند.  توليد چادر‎ ‎مشكي به مواد خاصي به نام ديپ شيپ نياز  دارد كه قابليت توليد آنها در ايران وجود‎ ‎نداشته و بايد وارد شود. ا ين ماده عمق رنگ مشكي را در چادر ايجاد ميكند اين ماده‎ ‎هزينه زيادي براي توليدكنندگان در بر نخواهد داشت اما از نظر فني نقش حياتي در‎ ‎توليد اين نوع پارچه دارد. ‏‎

اما در حال حاضر يكي از قويترين بخش ها در صنعت نساجي ايران بخش كفپوش هاي ماشيني و فرش ماشيني در ايران است.  ا مروزه در ايران بيش از ۹۰ ميليون متر مربع فرش ماشيني توليد مي شود و همچنين به كشورهاي اسياي ميانه ، كشور هاي عربي حوزه خليج فارس عراق و افغانستان نيز صادر ميشود. ‏
‏ دانش آموختگان نساجي ايران  بيش از ۱۵  هزار نفر هستند كه در رشته هاي تكنولوژي نساجي، شيمي نساجي ، پوشاك و طراحي لباس و مد فارغ التحصيل شده اند.

يكي از راهكارهاي نجات صنايع نساجي خوشه هاي صنعتي هستند كه در حال حاضر خوشه هاي صنعتي نساجي يزد و خوشه فرش ماشيني كاشان در اين زمينه نمونه هاي موفقي هستند.
‏‎ ‎الگوهاي خوشه هاي صنعتي در دو دهه گذشته در كشور هاي توسعه يافته شكل گرفته است و‎ ‎امروزه كشورهاي ايتاليا ، ژاپن ، انگليس و آمريكا و … داراي خوشه هاي متعددي‎ ‎هستند. به عنوان مثال يكي از خوشه هاي فعال در آمريكا، خوشه ي سينمايي هاليوود‎ ‎است‎.

‎اما نكته اساسي اين است كه هيچ كشوري در همه ي رشته هاي صنعتي داراي مزيت‎ ‎نيست و به همين ترتيب نمي تواند در همه ي رشته ها داراي خوشه هاي صنعتي باشد. پس‎ ‎اگر ما اين خوشه هاي داراي مزيت را به درستي شناسايي و اولويت بندي كرده سپس سياست‎ ‎هاي صنعتي و حمايت هاي خود را متمركز بر توسعه ي خوشه هاي مذكور نماييم پيش بيني اين است كه اين مدل توسعه ي صنعتي با توجه به مزيت ها و منافعي كه اشاره كرديم مثل‎ ‎ساير كشورها در ايران نيز موفق خواهد بود و به موتور محركه صنايع داراي مزيت كشور‎ ‎تبديل خواهد شد.‏
البته با توجه به نو بودن بحث خوشه هاي صنعتي در ايران، برداشت‎ ‎درست از اصل موضوع در موفقيت و به ثمر نشستن آن نقش اساسي دارد.‏

‎در حال حاضر ۹‏‎ ‎هزار و ۵۰۰ واحد نساجي پروانه بهره‌برداري دارند که تعداد‎ ‎انگشت‌شمار آنها مشکلات متعدد دارند، که البته قابل حل است. اين صنعت‎ ‎که ۵/۳ درصد‎ ‎از کل بخش صنعت و معدن را از آن خود کرده است از واگذاري‌هاي‎ ‎غيراصولي و نداشتن پول‏‎ ‎گلايه‌هاي متعددي دارند که متأسفانه هنوز حل نشده‎ ‎است‎.‎
صنعت نساجي که به اعتقاد فعالان اين بخش پيشرو در سرمايه‌گذاري‌ها بوده‎ ‎اکنون با موضوعاتي بايد کنار بيايند که دليل اصلي آن انقباضي عمل کردن بانک‌ها‎ ‎است‎.‎

بانک‌ها براي دادن تسهيلات به صنعت نساجي واهمه دارند و مي‌گويند برگشت پول‎ ‎در اين بخش ريسک بالايي دارد اما کساني که در اين صنعت کار مي‌کنند و چرخ نساجي را‎ ‎مي‌چرخانند چنين نظري ندارند و بارها و بارها دست به دامن مديران بانک‌ها شده‌اند‎ ‎تا گوشه‌اي از اعتبارات را از آن خود کنند‎.
‎‏ بر خي از كارشناسان اعتقاد دارند صنعت نساجي‎ ‎هيچ مشکلي ندارد، تنها واحدهايي که در اين عرصه نمي‌توانند به نحو مطلوبي گام‎ ‎بردارند و عدم حرکت آنها باعث صدمه به واحدهاي نساجي خصوصي شده، صنايع نساجي دولتي‎ ‎است‎. ‎‏  متأسفانه بانک‌ها تمام صنايع را با يک چشم نگاه مي‌کنند‏‎. ‎اين در شرايطي است که خصوصي‌ها توانسته‌اند در بازار نساجي صاحب جايگاه شوند اما‎ ‎دولتي‌ها به دليل مديريت نامناسب و واگذاري غيراصولي صنعت نساجي را با مشکل روبه‌رو‎ ‎کرده‌اند و همه تصور مي‌کنند واحدهاي نساجي دچار ورشکستگي هستند‎.
‎‏ مشکلاتي که صنعت نساجي را درگير کرده ربطي به صنعت ندارد. بخشي از آن مربوط به‎ ‎قوانين تأمين اجتماعي و بخشي ديگر مربوط به واگذاري‌هاي غيراصولي است. زماني که يک‎ ‎مدير دولتي نا آشنا براي يک واحد نساجي گذاشته مي‌شود که تنها دغدغه آن حقوق‎ ‎پرسنل‌ش است و روند توليد براي او اهميتي ندارد نمي‌توان گفت کل صنعت نساجي مشکل‎ ‎دارد‎.‎‏  ما واحد نساجي داريم که با ۳۰ ميليارد تومان سرمايه در گردش‎ ‎قرار است ۱۴۰ ميليون تکه لباس در سال توليد کند. اين يعني هر فرد ايراني مي‌تواند‎ ‎در سال از يک کارخانه بخش خصوصي دو تکه لباس داشته باشد.‏‎
‎‏ امثال اين کارخانه‌ها در کشورمان زياد است و بخش کمي از‎ ‎واحدهاي نساجي‎ ‎هستند که با مشکل سرمايه در گردش روبه‌رو شده‌اند که اين موضوع‎ ‎مطمئناً با حمايت‎ ‎وزارت صنايع و معادن و ساير بخش‌ها حل خواهد‎ ‎شد‎.‎‏ ‏
يكي ديگر از بخش هاي مهم و قابل تامل در صنعت بزرگ نساجي طراحي لباس ، مد و طراحي پارچه است كه در اينجا قصد داريم به اهميت روز افزون صنعت مد و طراحي لباس اشاره كوتاهي نمائيم.

امروزه در سطح جهان صنعت مد و طراحي لباس از اهميت فوق العاده اي برخوردار است‎. ‎زماني بود كه مد تنها در آمريكا و اروپا و كشورهاي مطرحي مانند ايتاليا و فرانسه‎  ‎زاده مي شد و بعد از مدتي در سفر شگفت انگيز خود به سر تا سر جهان سرايت مي كرد‏‎.
‎هر چند كه امروزه نيز آمريكائي ها و طراحان مد اروپايي با تكيه بر پيشينه خود در‎ ‎اين زمينه پيشتازي مي كنند اما كشور هاي ديگر نيز دست به كار شده اند و سرمايه‎ ‎گذاري هاي مهمي را در اين زمينه انجام داده اند‎. ‎

برگزاري تعداد زيادي از‎ ‎رويداد ها و نمايشگاه هاي مد در سراسر دنيا ، ايجاد دانشكده هاي ويژه طراحي مد و‎ ‎پرورش بسياري از طراحان جوان از جمله فعاليت هاي دست اندر كاران اين صنعت بزرگ است‎.
‎‏
رشد فزاينده اين صنعت نه تنها موجب به وجود آمدن شغل هاي زيادي شده است‎ ‎بلكه چرخه توليد پارچه هاي جديد و صنعت نساجي را نيز فعال تر كرده است و نياز به‎  ‎طرح جديد نوآوري در توليد پارچه و پروسه هاي نساجي را نيز افزون تر كرده است‎.
‎‏
طبق نظريه كارشناسان مد در منطقه خاور ميانه صنعت مد  تا چند سال آينده ۱۵‏‎ ‎درصد رشد خواهد داشت و طراحان بيشتري وارد اين عرصه خواهند شد. دبي از جمله شهر‎ ‎هايي است كه در اين زمينه بسيار قوي عمل كرده است. تاسيس شعبه اي از دانشگاه مد و‎ ‎لباس فرانسه در دبي جهت تدريس اين رشته و برگزاري تعداد زيادي شو لباس ، نمايشگاه‎ ‎تخصصي مد با حضور بزرگترين و معروفترين طراحان جهان از جمله اقدامات دولت امارات‎ ‎بوده است. اما جالب اينكه برخورد با اين امر در كشور ما به گونه اي ديگر است و‎ ‎متاسفانه تصميمات و دستورات نامعقول باعث عدم پيشرفت اين رشته در ايران شده است‎.  ‎با تمام  اهميت صنعت مد در دنياي امروز و گردش مالي بسيار بالاي آن در كشور ما حتي‎ ‎گرفتن اطلاعات و تحقيق در اين مورد نيز با محدوديت هايي روبروست. مثلا اگر كلمه ‏‎ fashion ‎‏ را در گوگل سرچ كنيد مي بينيد كه تمام سايت ها فيلتر شده اند! ‏‎

از طرفي متاسفانه با اينكه تمامي طراحان مد و لباس در ايران به موازين ديني‎ ‎و اخلاقي پايبند هستند و خود بر لزوم استفاده از المانهاي سنتي و ايراني تكيه دارند‎ ‎اما برگزاري شوهاي لباس در ايران كاري سخت و دشوار است و هر از گاهي هم بعد از كلي‎ ‎برنامه ريزي و صدور مجوزهاي مختلف از وزارتخانه هاي مربوطه به دلايل نامعلوم ملقي‎ ‎مي شوند. از طرفي حمايت هاي خاص از طراحان خاص و همفكر با برگزار كنندگان دولتي‎ ‎متاسفانه نتايج خوبي را به بار نمي آورد و شايد اين گونه به نظر برسد كه برگزاري‎ ‎نمونه هايي از شوهاي لباس بيشتر از اينكه پيشرفت و توسعه اين صنعت و ميدان دادن به‎ ‎طراحان جوان و با دانش را دنبال كند بر نامه اي است براي خالي نبودن عريضه‎ !
‎‏
اما مسلما برگزاري رويداد هاي سفارشي از اين دست كمكي به ما نخواهد كرد و‎ ‎عجيب نيست كه مثل تمام زمينه هاي ديگر طراحان و مديست هاي برتر ايران ايده هاي خود‎ ‎را هزاران كيلومتر آنطرف تر در ايتاليا و فرانسه و . .. به نمايش بگذارند . بي شك‎ ‎نمي توان اقدامات انجام شده براي صنعت مد در سالهاي اخير را بي اهميت شمرد اما بايد‎ ‎گفت كه اصلا جوابگوي نياز جامعه امروزي و نسل جوان ما نيست
‏ تحريريه صنعت كهن ‏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *