مقالات

توليد در كلاس جهاني

در حال حاضر پيوستن كشور ما به روند جهاني شدن توليد و صنعت اجتناب ناپذير است و تنها راهي كه براي كشور ما باقي مي ماند تقويت صنايع خود از دو بعد است. اول بعد كلان اقتصادي و تصميم گيريهاي كلان و دوم بعد خرد و سياستهاي داخلي صنايع كه بعد كلان آن به سياستگذاريهاي دولت و بعد خرد آن به سياستهاي خود شركتهاي توليدي بر مي گردد. توليد در كلاس جهاني هدفي براي اين سياستهاي داخلي شركتهاست. اين واژه براي تعريف بهترين تــوليدكنندگان در جهان به كار رفته است كه مي توان آن را انقلاب دوم صنعتي دانست. در اين مقاله علاوه بر برشمردن فعاليتها و روشهاي كلي و عمومي اين مفهوم، در قالب ۲۰ سوال به ويژگيهاي اين مفهوم پرداخته شده است. اين ويژگيها عبارتند از: كانبان، حذف انبار مركزي، مديريت كيفيت فراگير، سازماندهي محيط كارخانه و… خواننده مي تواند با تطبيق اين سوالها با سازمان موردنظر، آن را از اين جهت مورد سنجش قرار دهد.

امروزه يكي از مواردي كه تا حد زيادي ذهن تصميم گيرندگان ارشد كشور ما را به خود مشغول كرده است. بحثهاي مربوط به جهاني شدن است. از يك سو پيوستن به سازمانهاي جهاني و معاهدات بين المللي به صورت يك ضرورت از طرف جامعه جهاني به تمامي كشورها در حال ديكته شدن است كه كشور ما هم از اين قاعده مستثني نيست و از ديگرسو جهاني شدن با برخي منافع كشور ما و خصوصاً شعار و فلسفه اصلي وجودي نظام جمهوري اسلامي ايران يعني استقلال در تعارض است. چرا كه مسلم است پيوستن به معاهدات و كنوانسيون ها و سازمانهاي بين المللي كه به صورت قوانين فرامرزي عمل مي كنند قدرت مانور حكومتها را به عنوان اقتدار مستقل در پهنه يك كشور تضعيف مي كند.
از طرفي با نپيوستن كشور ما به سازمان تجارت جهاني انزواي كشور مـــا در تمام زمينه ها قطعي خواهد بود كه به عنوان نمونه، تعرفه هايي تا ۶۰۰ درصد بر كالاهاي ما وضع خواهد شد و از طرفي با پيوستن به اين سازمان علاوه بر اينكه استقلال ما خدشه دار خواهد شد بسياري از صنايع ما به دليل نداشتن توان رقابت نابود خواهند شد.
جايي كه به نظر مي رسد بيشتر ذهن تصميم گيرندگان ما را به خود مشغول كرده است اين است كه كشور ما از لحاظ مذهب و ايدئولوژي يك كشور تنها در جهان امروز به حساب مي آيد و با پيوستن ما به فرآيند جهاني شدن به خاطر برتري اي كه كشورهاي صنعتي در توليدات استراتژيــك براي خود فراهم كرده اند ما دراين امور بايد توليد را كنار بگذاريم و غيراز چند زمينه محدود مانند پتروشيمي و… كه در آنها داراي مزيت نسبي هستيم بايد عمدتاً به توليد كالاهاي غير مهم و غيراستراتژيك مانند مواد شوينده؛ كمپوت و فروش منابع زير زميني و… بپردازيم. در آينده كشور اين مسئله ديده مي شود كه اگر در مواقعي تصميم گيري مستقل كشور ما با منافع قدرتهاي جهاني در تعارض قرار گيرد آنهــا مي توانند با حربه توليدات استراتژيك براي تامين منافع خود ما را تحت فشار قرار دهند كه نمونه اين بازي را در مسائل مربوط به فناوري فوق‌العاده استراتژيك هسته اي مي بينيم. در اين راستا بسياري از مشكوكان به روند جهاني شدن اين فرايند را زمينه اي براي كنترل جهان از سوي قدرتهاي سلطه گر مي دانند چرا كه براساس مقوله مزيت نسبي، توليدات مهم به آنها و توليدات غيرمهم به كشورهاي ديگر سپرده مي شود. البته در زمينه گروكشي گفته شده قوانيني براي جلوگيري از اين امور در اين سازمان وجود دارد ولي هيچ تضميني براي اجراي اين قوانين از سوي قدرتهاي عضو اين سازمان در هنگامي كه در تعارض با يك قدرت ضعيف قرار مي گيرند وجود ندارد

مسئله بالا و ضرورت پيوستن ما به اين روند، ما را ملزم مي كند كه تا وقت باقي است و تا در توان ما هست در توليدات استراتژيك هم براي خود مزيتهايي ايجاد كنيم.
تـلاش براي تـوليد در كـلاس جهانـي مـــي تواند ما را در اين هدف ياري دهد. اين امر از آن رو با ديگر زمينه سازيها براي پيوستن ما به روند جهاني شدن متفاوت است كه اين كار امري داخلي براي توليدكنندگان به حساب مي آيد. جداي از اينكه مسائل خارج از شركت بايد براي موفقيت ما و عمدتاً توسط دولت هموارسازي شود مسائلي هم وجود دارد كه صنايع ما خود بايد از درون نسبت به آنها اقدام كنند و معني اين مفهوم چيزي نيست جز اقدام شركتها براي ساخت در كلاس جهاني. اين مفهوم مي تواند يك مفهوم خرد براي صنايع ما باشد نه يك مفهوم كلان. به اين معني كه امري است مربوط به خود توليدكنندگان. بايد توجه داشت ايجاد زمينه براي توليد در كلاس جهاني وظيفه دولت است و اما اصل ماجرا يعني خود امر توليـد در كلاس جهـاني بعد از ايجـاد زمينــه سازيهاي دولتي برعهده مديريت دروني شركتهاي توليدكننده خواهد بود. چون در غيراين صورت، بايد توقع داشته باشيم كه وظيفه توليدكنندگان را هم دولت انجام دهد، امري كه مضحك به نظر مي رسد.
در اين راستا بديهي است اولين فعاليتي كه براي حركت به سوي ساخت در كلاس جهاني بايد برداريم اين است كه بدانيم منظور از اين مفهوم چيست و چه ويژگيهايي دارد. ما به عنوان يك شركت چه كارهايي در اين زمينه انجام دهيم و سپس به عملياتي كردن اين ويژگيها در شركت خود اقدام كنيم.
توليد در كلاس جهاني چيست؟
شوني برگر اولين كسي بود كه در سال ۱۹۸۲ از واژه توليد در كلاس جهاني استفاده كرد و اين نشان از نوبودن اين مفهوم دارد.
توليد در كلاس جهاني(WCM) واژه اي است كه براي تعريف بهترين توليدكنندگان در جهان به كار رفته است.
توليد در كلاس جهاني يعني انقلاب صنعتي دوم در زمينه ساخت؛
توليد در كلاس جهاني يعني يك نگرش جهاني نسبت به بازار و روابط با مشتريان؛
توليد در كلاس جهاني يعني توسعه كالا و خدمات در سطح و كلاس جهاني.
به طور كلي توليد در كلاس جهاني شامل يك سري فعاليتها و روشهاي ساخت در سطح جهاني است كه عمده آنها عبارتند از:
۱ – توليد ناب و توليد پيوسته: اين يك سيستم جديد توليدي است كه بيشتر خواستگاه آن از ژاپن بوده است. روش توليد انبوه كه در اوايل قرن بيستم ايجاد شد طي دو دهه اخير اندك اندك جاي خود را به اين روش مي دهد.
اين روش باعث افزايش بهره وري به ميزان حدوداً دو برابر در استفاده از زمان، مكان، زمان انتظار و سرمايه گذاري و ضايعات مي شود.
۲ – مديريت كيفيت جامع: به طور كلي به دنبال اين است كه رساندن كيفيت بايد تا رسيدن به ميزان ضايعات در حد صفر دنبال شود و اين از طريق بهبود مستمر و توجه به كيفيت در تمام بخشهاي شركت ميسر است.
۳ – نگهداري بهرور و جامع: يعني به حداقل رساندن هزينه هاي از دست رفته كارخانه و تجهيزات آن و به حداكثررساندن اثربخشي ماشين ها و ارزش افزوده.
۴ – دستيابي سريع به تغييرات مثبت: يعني كاهش موثر در زمان راه اندازي و استفاده مجدد از تجهيزات. اين كار به ما در رسيدن به توليد كم حجم و توليد در دسته هاي كوچك كمك مـــي كند و اين همان چيزي است كه مي تواند خواسته هاو سفارشهاي مشتريان ما را تامين كند.
۵ – ارزيابي عملكرد جامع كاركنان و درگيركردن جامع كاركنان در امور شركت: اين كارها به اين خاطر انجام مي شود كه مشاركت و تعهد كاركنان نسبت به بهبودهاي واقعي در شركت برانگيخته شود. به علاوه احساس مسئوليت و جوابگويي افراد به حداكثر برسد و بالاخره اينكه اين كارها موجب جلب اطمينان از رضايت شغلي و عملكرد كاركنان مي شود.
باتوجه به روند گريزناپذير جهاني شدن (يا جهاني سازي) توليد و صنعت؛ توليدكنندگان ما به نوبه خود ناگزير به اصلاح روشهاي سنتي؛ ناكارآمد و غيراثربخش گذشته خود و اخذ رويكردي جديد در سياستهاي توليدي هستند. سياستهايي كه تمركز اصلي آنها بر محوريت مشتري و حــــــذف فعاليتهايي است كه ارزش افزوده ايجاد نمي كنند. تنها با اين رويكرد است كه توليدكنندگان خواهند توانست با رقباي جهاني خود به رقابت بپردازند چرا كه در وضعيت جهاني شده صنعت، يك توليدكننده چه در بازارهاي جهاني حضور پيدا كند و چه تنها در يك محدوده خاص فعاليت داشته باشد بايد با شركتهاي جهاني كه وارد حيطه فعاليت او مي شوند به رقابت بپردازد و ازاين جهت است كه ناگزير از توليد در كلاس جهاني خواهدبود.
مديران در پايان مقاله خواهندتوانست در هر مورد، درجه انطباق شركت موردنظر خود را موردسنجش قرار داده و سپس با بررسي بيشتر به اين مهم بپــــردازند كه چگونه مي توان نقاط قوت را بيشتر تقويت كرده و نقاط ضعف خود را بپوشانند تا خود را بيشتر به معيارهاي توليدكننده جهاني نزديك كرده و از مزاياي آن بهره مند گردند

ياسر سبحاني فرد.
منبع : نوانديشان صنعت جهاني

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن