اخبار فرش ماشینی

اتحاديه بازويي قوي براي توليدكنندگان و صادركنندگان صنايع نساجي و پوشاك‏

اتحاديه توليدكنندگان و صادركنندگان صنايع نساجي و پوشاك از سال ۱۳۶۳ و با نام اتحاديه صادركنندگان كشباف تهران تاسيس شد. هر چند كه اين اتحاديه قبل از انقلاب نيز فعاليت مي كرده است. ‏

تمركز اصلي اين اتحاديه بر روي دو حوزه صادرات و پوشاك است و تفاوت عمده آن با انجمن در همين است. در همه جاي دنيا اتحاديه ها و تشكل هاي بخش خصوصي وظايف بسيار مهمي در راستاي هدايت صنايع دارند كه در كشورهاي مختلف ميزان قدرت تصميم گيري و دخالت اين اتحاديه ها به طور مستقيم در امور مرتبط با صنعت تفاوت هاي بسيار زيادي دارد.

‏ در كشور ما هرچند كه تشكل هاي بخش خصوصي قدرت تصميم سازي ندارند اما قطعا حضور آنها به عنوان بازوهاي مشورتي قابل اطمينان در كنار دولت، مي تواند نتايج خوبي را براي تمامي صنايع ما از جمله صنعت نساجي به همراه داشته باشد. در اينجا سري به يكي از مديران جوان و خوش فكر صنعت نساجي ايران زده ايم كه هم اكنون به عنوان دبير اتحاديه صادركنندگان و توليدكنندگان پوشاك و نساجي مشغول فعاليت است و سعي كرده ايم نظرات وي را در اين زمينه جويا شويم.

آقاي مهندس يكتا، لطفا در مورد اهداف و وظايف اين اتحاديه توضيحاتي را بفرمائيد.
همانطور كه شما هم اشاره كرديد اتحاديه ها در سراسر دنيا وظايف بسيار مشخصي دارند كه از جمله آنها مي توان به ارائه يك سري خدمات و سرويس ها به اعضاء، برگزاري دوره هاي آموزشي و مشاوره اي، پيگيري مسايل و مشكلات كلان صنعت، ايجاد ارتباط بين اعضاء و … اشاره كرد.

اما مهمترين كاركرد اتحاديه ها به خصوص در كشورهاي در حال توسعه مانند ايران كه گرفتار بروكراسي اداري  و قوانين نا كارآمد زيادي هستيم اين است كه قدرت چانه زني بخش خصوصي را بالا مي برد. اتحاديه با حضور در كميسيون ها و مراكز تصميم گيري به نهادهاي قانون گذاري و نظارتي مشاوره فكري مي دهد و از تصويب قوانيني كه به ضرر صنعت نساجي است جلوگيري مي كند كه البته چون در ايران اتحاديه ها فقط مشاوره مي دهند متاسفانه دستگاه هاي دولتي هيچ تعهدي نسبت به پذيرش راهكارهاي بخش خصوصي و اعضاي ما ندارند!

از جمله كاركرد هاي مهم ديگر، ارتباط اعضا با يكديگر است چرا كه فعالان يك حوزه و هم صنف ها در اينجا جمع مي شوند و خوشبختانه ارتباطات كاري و فكري بسيار خوبي هم با يكديگر برقرار مي كنند. همچنين اتحاديه كانوني براي مراجعه سرمايه گذاران و طرف هاي خارجي نيز هست كه ما آنها را به واحدهاي فعال و نمونه و اعضاي خود معرفي مي كنيم. اتحاديه هايي مثل ما عمدتا نهادهاي غيرانتفاعي هستند و كار بازرگاني يا تجاري انجام نمي دهند و صرفا هدفشان كمك به پيشبرد اهداف بخش خصوصي است. اتحاديه در حال حاضر ۲۱۰ عضو فعال دارد اما با بيش از ۵۰۰ واحد ارتباط نزديكي داريم. ‏

همچنين آقاي مهندس يكتا در مورد فعاليتهاي اتحاديه در دوره جديد اين چنين توضيح مي دهند:

يكي از اصلي ترين مسائلي كه ما در دوره جديد اتحاديه دنبال كرديم بحث برون سپاري برخي از وظايف اتحاديه بود كه نتايج بسيار خوبي داشته و دست ما را براي تمركز بر روي مسائل اصلي باز گذاشته است. همچنين بايد به جمع آوري بانك اطلاعاتي جامع صنعت نساجي اشاره كرد كه همواره يكي از مشكلات اساسي ما بوده است. اين طرح هرچند به پايان نرسيده است اما اميدواريم به زودي مورد بهره برداري قرار گيرد. همينطور سعي كرده ايم در كميسيون ها و جلساتي كه به عنوان نماينده بخش خصوصي شركت مي كنيم حضوري فعال و موثر داشته باشيم و با ارائه نظرات كارشناسي و مستدل از حق صنعت نساجي دفاع كنيم و يكي از نتايج مهم اين امر نيز گرفتن مصوبه هيات وزيران و دولت براي پرداخت بخشي از مطالبات صنايع نساجي بود كه حدود ۱۲ سال بلا تكليف مانده بود و حتي وزارت صنايع از قبول آن شانه خالي مي كرد. البته باز هم تا اين طرح به مرحله اجرا برسد حتما زمان زيادي طول خواهد كشيد!
علاقمندان مي توانند گوشه هايي از فعاليت هاي اتحاديه را در سايت اتحاديه  به آدرس ‏www.iranapparels.com ‎مشاهده نمايند كه به تازگي نيز نسخه جديد آن رونمايي شده است.  ‏

شما به عنوان تنها تشكل صادراتي نساجي در سطح ملي ارتباط خوبي با صادركنندگان نساجي و به ويژه پوشاك داريد. در حال حاضر وضعيت صادرات پوشاك چگونه است؟ آيا به نظر شما اين بخش داراي پتانسيل است ؟
از نظر آماري پوشاك هميشه رقمي ما بين ۳۰ تا ۴۰ درصد كل صادرات نساجي ( بدون احتساب فرش دستباف و كيف و كفش) را تشكيل مي دهد و وزنه مهمي به شمار مي رود و دليل آن هم گسترده بودن صنعت پوشاك در دنياست. حتي كشورهاي ضعيفي مانند سريلانكا، كامبوج ، ويتنام و بنگلادش صادرات پوشاكي دارند كه از كل صادرات نساجي ما بيشتر است و حتي به چند برابر آن هم ميرسد. مسلما پوشاك به دليل ارزش افزوده بالا هميشه كالاي جذابي براي صادرات بوده است.

در سال۸۸ ما ۲۰۸ ميليون دلار صادرات پوشاك داشته ايم كه نسبت به سال ۸۷ رشد خوبي داشته است. تحليل ما اين است كه جنبه مثبت اين امر مسلما افزايش ميزان صادرات است اما جنبه منفي آن اين است كه با وجود رشد صادرات در حال از دست دادن بازارهاي خود هستيم. دقيقا اين بازار مانند كيك بزرگي است كه همواره در حال رشد و بزرگ شدن است اما همواره سهم ما از اين كيك ثابت است و به اندازه رشد آن افزايش پيدا نمي كند. عمده ترين بازارهاي صادراتي پوشاك ما نيز بازارهاي كشورهاي همسايه مانند عراق و افغانستان، آسياي ميانه و بعضا كشورهاي عربي هستند. ‏
همانطور كه شما هم اشاره كرديد نساجي ما در تمام زمينه ها داراي پتانسيل پيشرفت نيست. در سيستم بين المللي كد گذاري محصولات نساجي بيش از ۱۰۰ كد مختلف وجود دارد اما اشكال ما اين بوده كه هيچ گاه مشخص نكرده ايم در كدام بخش ها مزيت نسبي داريم و اولويت هاي سرمايه گذاري كدامند. ما بايد به دنبال بخش هايي از صنعت نساجي برويم كه ضمن داشتن ارزش افزوده بالا بتوانيم  قيمت تمام شده پائيني هم داشته باشيم. ما بسيار خوشحال خواهيم شد كه اگر وزارت صنايع و معادن معرفي طرح هاي داراي اولويت سرمايه گذاري در صنعت نساجي را با مشورت و همفكري بخش خصوصي نساجي و اتحاديه ها صورت دهد. خوشبختانه امروز ارتباط بسيار خوبي بين اتحاديه و انجمن نساجي وجود دارد كه در كمتر صنعتي اين ارتباط نزديك ديده مي شود. ‏‎ ‎شايد بتوان گفت صنعت نساجي تنها صنعتي است كه پرداخت مشوق هاي صادراتي به صادركنندگان، به صورت كامل در اختيار اين دو نهاد است و سال هاي زيادي است كه بررسي، ‌پذيرش و محاسبه اين مشوق ها را انجام ميدهيم كه به نظر من اين به نفع صنعت است. البته در بحث صادرات به طور كلي مسائلي مانند روابط مناسب سياسي و تجاري با كشورهاي هدف بسيار مهم است. قطعا صادرات ما به كشورهايي كه روابط سياسي محكم تري داريم سهل تر است. پوشاك كالايي است كه بازار بسيار خوبي در همه جاي دنيا دارد و در حال حاضر حدود ۲۰۰ شركت  در ايران وجود دارند كه صرفا فعاليت صادراتي دارند يعني توليد ندارند و فقط كالاهاي توليد شده را در داخل خريداري مي كنند و آن را صادر مي كنند كه تقويت اين دست شركتها مسلما تاثير زيادي بر روي افزايش ميزان صادرات ما دارد.

نحوه فعاليت اتحاديه ها و تشكل هاي صنعتي در ساير كشورها چگونه است ؟
انجمن هاي كشورهاي خارجي را مي توان به دو دسته تقسيم كرد. يكي كشورهاي در حال توسعه و آسياي جنوب شرقي است كه در اين كشورها دولت ها در امور اتحاديه ها دخالت مستقيم دارند اما با رويكرد مثبت. نقطه مثبت اين كشورها اين است كه نفت ندارند و مجبورند توليد ناخالص ملي شان را از طريق توليد و صادرات افزايش دهند. قطعا تصور اينكه نفتي وجود ندارد و بايد توليد ثروت شود نگاه دولت را هم عوض مي كند. بخش دوم كشورها، كشورهاي توسعه يافته و پيشرفته اروپايي و آمريكايي هستند كه در اين كشورها اتحاديه ها و تشكل ها تقريبا ۹۰ درصد وظيفه اصلي كار را بر عهده دارند. مثلا در اتحاديه ماشين سازان نساجي بلژيك كه داراي ۲۴ عضو است و بيش از ۸۰ درصد توليدات خود را به خارج صادر مي كند تمام برنامه ريزي ها براي كمك به واحدها، كمك به حضور در بازارهاي خارجي، كشف استعداد هاي دانشگاهي و معرفي آنها به اعضاي اتحاديه، سرمايه گذاري بر روي ابداعات و اختراعات و … از طريق اتحاديه به طور مستقل صورت مي گيرد و دولت تنها قوانين و بستر لازم را براي آنها ايجاد مي كند و از روابط ديپلماتيك خود براي پيشرفت بيشتر آنها استفاده مي كند.

اتحاديه چه خدماتي را به اعضاي خود ارائه مي دهد؟
از جمله خدمات اتحاديه ميتوان به ارائه خدمات بيمه درمان تكميلي براي اعضاء اشاره كرد. در اين طرح حدود ۲۰۰۰ نفر از طريق ۴۰ شركت نساجي اقدام كرده اند كه در دوره جديد آن حتما با استقبال بيشتري مواجه خواهد شد.
همچنين اعزام هيئت ها را در دو بخش اعزام جهت آشنايي با آخرين تكنولوژي هاي روز در صنعت نساجي و نيز اعزام براي حضور قوي در بازارهاي هدف و آشنايي با تجار خارجي دنبال مي كنيم. بحث ديگري كه ما دنبال مي كنيم بحث آموزش است. اتحاديه يك دوره بسيار موفق تحت عنوان توليد صادرات محور پوشاك با حضور اساتيد بسيار مجرب از كشور ژاپن را برگزار نمود كه بسيار مفيد بود و مورد استقبال قرار گرفت. همين طور دوره هاي متعددي در زمينه هاي بازرگاني خارجي، مشاوره هاي گمركي ،‌ حقوقي و     را سازماندهي كرده ايم.

آقاي مهندس به نظر ميرسد هزينه هاي توليد در ايران كمتر از ساير كشورهاست كه مي تواند مزيتي در صادرات ايجاد كند. اين نظريه تا چه حد درست است؟

به نظر من اين نظر اصلا درست نيست. به نظر من هزينه هاي توليد در ايران بسيار بالاتر از ساير كشورهاي صاحب نساجي مانند تركيه است. ما در هر قسمت از توليد هزينه هاي بالاتري را پرداخت مي كنيم. در زمينه انرژي درصدي مزيت وجود دارد كه البته آن هم در حال برابر شدن با كشورهاي رقيب است. در بحث دستمزدها بيان مي شود كه دستمزدهاي ما در ايران پائين تر است در حالي كه با در نظر گرفتن بهره وري نيروي كار اين گفته درست از آب در نمي آيد!! آيا ۱۰۰ روز تعطيلي در كشور در اين محاسبه در نظر گرفته مي شود؟‏
‏ در ايران مشوق هاي صادراتي بين ۲ تا ۵ درصد است در حالي كه در چين يا تركيه مشوق ها بين ۱۳ تا ۱۷ درصد است ضمن اينكه تفاوت ها در نحوه پرداخت نيز بسيار فاحش است. من فكر نمي كنم در كشور هاي رقيب كه شما نام مي بريد جوايز صادراتي بعد از چندين سال با سهام شركت هاي فولاد سازي پرداخت شود و تا جايي كه اطلاع داريم جوايز صادراتي بايد به محض تحقق فعل صادرات و به صورت نقدي باشد.
پيشنهاداتي كه ما همواره براي مسئولين مطرح كرده ايم به صورت تيتر وار عبارتند از : مبارزه جدي با قاچاق و عدم ورود كالاهاي ارزان قيمت، كمك به كاهش قيمت تمام شده، تجديد نظر اساسي در ميزان و نحوه پرداخت جوايز صادراتي، روشن شدن تكليف صنعت با نرخ ارز، جبران هزينه هاي توليد و به ويژه تورم و … اميدواريم روزي صنعت نساجي ايران بتواند به روزهاي با شكوه خود بازگردد. ‏

منبع : صنعت كهن – خرداد ۸۹

کانال تلگرام مجله نساجی کهن

ایفرش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن