قانون جذب و پيشنهادي براي حاميان كمپين هاي ضد فرش ماشيني!!

 

چرا فعالان فرش دستباف به فرش ماشيني حمله مي كنند؟؟

بهنام قاسمي :: مجله نساجي كهن :: هر از چند گاهي در رسانه ها و جرايد و روزنامه ها موجي به راه مي افتد مبني بر اينكه فرش دستباف ايران رو به زوال و نابودي است و براي آن سلسله عوامل و كمبودهايي نظير رقباي خارجي، نبود حمايت دولتي و … را ذكر مي كنند، اخيرا نيز با رشد روز افزون و هوشمندانه صنعت فرش ماشيني كشور،  وجود كارخانجات فرش ماشيني هم به عوامل به نابودي كشيده شدن فرش دستباف اضافه شده است. از قضا فرش ماشيني نيز كه يك صنعت مستقل و خود ساخته است از آنجايي كه تريبوني در صدا و سيما و جرايد ندارد همواره يك طرفه مقصر جلوه داده مي شود.

 

فرش ماشيني ؛ اصلاح طلب بي رسانه

شايد بتوان دعواي فرش ماشيني و فرش دستباف را به اوضاع سياسي كشور ايران تشبيه كرد، جايي كه عموما دو حزب اصولگرا + دلواپس و اصلاح طلب رو در روي هم قرار مي گيرند، از آنجايي كه اصلاح طلبان اصولا تريبوني ندارند و همه رسانه ها در قبضه اصولگرايان است هر چيزي به صلاح آنها نباشد بد و سياه است، فعالان فرش دستباف نيز به دليل در اختيار داشتن جايگاه ها و رسانه هاي دولتي اين حق را براي خود قايل مي شوند كه با اعمال فشار پيشرفت هاي فرش ماشيني را كمرنگ و منفي نشان دهند.

اگر به هشت سال رياست جمهوري رييس جمهور محبوب اصولگرايان نگاهي بيندازيم همه چيز گل و بلبل بود و چشم بر خطاها پوشيده ، اما وقتي كرسي را از دست دادند كوچكترين خطاي دولت جديد بدترين انتقادات و هجمه هاي منفي و سياه نمايي  را به دنبال دارد، به نظر ميرسد فرش دستباف نيز به جاي كالبد شكافي مشكلات و كمبودهاي دروني خود مي خواهد رقيب يعني فرش ماشيني را مقصر جلوه دهد و با انواع اتهامات جنگ رواني را  به سود خود به راه بيندازد.

 

تبليغات فرش ماشيني ممنوع!!

همين چند سال پيش بود كه فعالان فرش دستباف از تبليغات تلوزيوني شركت هاي فرش ماشيني هم به خشم امده بودند و با سر و صداي زياد سعي داشتند تبليغات تلوزيوني را براي شركت هاي فرش ماشيني ممنوع كنند. سوال اينجاست كه چرا فرش دستباف حاضر نيست براي محصولات خود تبليغ كند؟؟  جالب اينجاست كه وقتي توليدكنندگان فرش دستباف انتظار تبليغات گسترده در شبكه هاي معتبر خارجي را از دولت دارند حاضر نمي شوند در همين تلوزيون ايران تبليغ كنند.

شايد عده كمي از فعالان فرش دستباف هنوز هم به انحصار اعتقاد داشته باشند اما متاسفانه يا خوشبختانه جبر روزگار ما اينست كه رقابت و پاسخ به نياز مشتري است كه معادله بازار را مشخص مي كند و ديگر انحصار و به بند كشيدن همه براي حركت خود يك استراتژي منسوخ شده است و جواب نمي دهد.

 

جنگ مدرنيته و كهنگي

فرش دستباف ايران از جنبه هاي مختلف در سالهاي گذشته خود را به روز كرده اما هنوز با انچه بايد باشد فاصله زيادي دارد. برعكس فرش ماشيني به لحاظ توليد به صورت صنعتي ،  ناخواسته در مسيري گام بر ميدارد كه مهندسي شده است، جايي كه اعداد و ارقام ومهندسي توليد حرف ميزند و نه سليقه شخصي و تجربه هاي درست و غلط و نه آزمون و خطا.  دقيقا  مي توان دلخوري فعالان فرش دستباف را به وضعيت كنوني شرق و غرب شبيه دانست، وقتي كه شرقي ها خود را صاحب تمدن چندين هزار ساله و علم و دانش مي دانستند ، غربي ها با درايت و هوشمندي به همان داشته هاي زياد و غني شرقي ها نظم و ترتيب دادند و بر پايه دانش و تمدن آنها روش هاي آكادميك و سيستماتيكي ابداع كردند و پيشرفت را به جايي رساندند كه حالا ما فقط حسرت آنرا مي خوريم.

جنگ بين فرش دستباف و ماشيني جنگ مدرنيته و كهنگي است، قطعا فعالان و توليدكنندگان فرش دستباف نيز با حركت به سمت به روز شدن مي توانند جايگاه خوبي در بازارهاي داخلي و خارجي به دست آورند.

 

قانون جذب و پيشنهادي براي حاميان كمپين هاي ضد فرش ماشيني!!

قانون جذب يكي از قوانين طبيعت است كه كاربردهاي فراواني دارد و همه ما به طريقي با آن آشنايي داريم و يا آنرا تجربه كرده ايم، طبق اين قانون به هر چيزي بيشتر توجه كنيد همان در زندگي شما اتفاق مي افتد، اما نكته ظريف اين قانون اين است كه بايد واقعا به چيزي كه مي خواهيد فكر كنيد و نه كمبود آن چيز، مادر ترزا يكي از كساني بود كه اين قانون را بخوبي درك كرده بود و وقتي از او براي گردهمايي ضد جنگ دعوت كردند در آن شركت نكرد و به برگزار كنندگان آن گفت: “برويد و هر وقت راهپيمايي صلح داشتيد خبرم كنيد”  توصيه نويسنده هم به حاميان عزيز كمپين نه – به – فرش- ماشيني و همه ديگر كمپين هاي نه – به …. كه در فضاي مجازي باب شده، اين است كه به جاي تمركز برروي آنچه نمي خواهيد واقعا روي چيزي كه مي خواهيد تمركز كنيد تا آنرا جذب كنيد و نتيجه برعكس و منفي نگيريد. بنابر قانون ، حمايت از كمپين هاي ضد فرش ماشيني تنها منجر به بدتر شدن اوضاع فرش دستباف و توجه بيشتر به فرش ماشيني ميشود. آيا بهتر نبود به جاي كمپين نه به فرش ماشيني ، “كمپين آري-به-فرش-دستباف ” راه مي انداختيم؟؟

 

در پايان لازم به ذكر است كه هنر صنعت فرش دستباف ايران و همه فعالان آن به سبب مسءوليت بزرگي كه براي حفظ اين ميراث گران بهاي پارسي دارند براي همه ما و اهالي صنعت فرش ماشيني كشور قابل احترام و ستايش هستند و اصولا فرش ماشيني بدون فرش دستباف هويتي ندارد، قطعا هر ايراني فرش دستباف را دوست دارد و پيشرفت آن دغدغه همه ماست. اميد است انتقادات و مساىل مطرح شده از جانب هر دو طرف به دور از تنگ نظري و تعصب تنها براي پيشرفت و توسعه هر دو بخش ماشيني و دستباف مورد توجه قرار گيرد.

فرش ماشيني رقيب فرش دستباف نيست وبايد هر دو صنعت براي پاسخگويي به بخشي از نياز بازارهاي داخلي و خارجي در كنار يكديگر براي اعتلاي نام فرش ايراني در جهان تلاش كنند.

بهنام قاسمي :: مجله نساجي كهن ::

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *