نيم نگاه- مهندس محسن نوايي، مدير عامل شركت ساراتكس

برآن شدم گپي دوستانه با آن دسته از مديران صنايع نساجي بزنم که در سال هاي اخير‎ ‎از‎ ‎ورشکستگي صنعت نساجي مي گويند ،عدم کارایي اين صنعت را بهانه مي کنند و آن را با ديگر کشورها مقايسه مي کنند. بهتر است واقع بين باشيم و بدانيم چه واحدي را مديريت مي کنيم، با مديريت توليد چه قدر آشنایي داريم، در چه کشوري توليد مي کنيم و قوانين حاکم برآن چيست؟!

بلي، ما مديران صنعت نساجي دوراني را پشت سرگذاشتيم که مي توان آن را دوران طلایي نام نهاد که البته براي کل صنايع ايران طلایي بود نه فقط براي صنعت نساجي. دوراني که برخي از مديران را تنبل، بدون انگيزه و تدبير در امر توليد بار آورد و خلاقيت در توليد را از آنها گرفت.

دوران طلايي گذشته که اداره صنايع به واحدهاي توليدي ارزهاي به قيمت دولتي اهدا نمود و همچنين انواع حواله هاي ساختماني، صنعتي و غيره به قيمت هاي نازل (سوبسيددار) واحد هاي توليدي را فربه مي کرد و سوبسيدي که درآن دوران جنگ تحميلي از طرف دولت پرداخت گرديد و تعدادي از صنايع بزرگ وکوچک پا گرفتند، بعضي توليد کردند و قوي شدند و تعدادي نيز حواله هاي صادره از اداره صنايع را فروختند و در تجارت سود بردند، حال که از اين گونه مسائل خبري نيست، البته توليد مقرون به صرفه نيست و البته عملکرد صنايع خوب نيست و صدالبته از آن منافع سرشار ولي کاذب خبري نيست. و ناراحتي توليد کنندگان زماني دو چندان مي شود که امکانات دولتي در اختيار خواص و همچنين توليد کنندگان دولتي قرار مي گيرد که بهتر است اين قسمت را ناديده بگيريم .
در اين شرايط نابرابر بهتراست به خود آييم و صنعت نساجي را بدون اين کمکها زنده نگهداريم، ما مي دانيم که مديران و صنعتگران ايراني با اتکاء به دلارهاي نفتي از ابتکار در توليد و صادرات دورافتاده و اکنون با نگاه حسرت به رقيبان خارجي که بدون اتکاء و فقط با مديريت صحيح پيش رفته اند و بازارهاي جهاني را در کنترل دارند، مي نگرند و به زمين و زمان بد مي گوييم و عدم مديريت صحيح خود را به گردن اين و آن و حمايت دولت و غيره مي اندازيم، اين انصاف نيست. ما مديران صنعت نساجي اگر نتوانستيم با اين تفاوت انرژي و هزينه هاي بسيار کم، در مقايسه با ديگر کشورها، در بازارهاي جهاني راهي پيداکنيم، مقصرخودمان هستيم و هنوز هم به جاي اينکه به فکر راهکارها باشيم، به دلائل زياد و فريبنده تر شدن تجارت در مقابل توليد، در مقام کم نمودن شيفت هاي کاري، تقليل پرسنل، فروش ماشين آلات و انشاءا… اگر يکي از ارگان هاي دولتي بهانه اي به دست ما بدهد آن را مستمسک قرار داده و واحد توليدي راتعطيل خواهيم کرد.‏

چه بايدکرد؟
اگر اين موضوع را ريشه اي بررسي کنيم به نظر نگارنده مهم ترين مطلبي که باعث رکود صنعت، و به خصوص صنعت نساجي در ايران گرديده عدم مديريت صحيح، کارآمد، مبتکر و خلاق بر روند توليد و فروش محصولات است، که شايد در جمع بندي بيش از ۸۰%از عدم موفقيت صنعت نساجي را شامل مي شود، و ۲۰%بقيه را مي توان به حساب عدم همکاري دولت و ارگانهاي ذي ربط دانست. فرهنگ حاکم بر مسائل روزمره ازجمله مد لباس و غيره و همچنين عدم هماهنگي در امر صادرات به دليل نداشتن اين تجربه براي واحدهاي توليدي و در آخر بدنام شدن محصولات توليدي به علت نداشتن کيفيت لازم و کنترل آن توسط ارگان هايي مانند اداره استاندارد و ارائه محصولات  بي کيفيت باعث گرديده خريداران اعتماد خود را نسبت به محصولات توليدي ايران از دست داده و ترجيحا ًمحصولات خارجي را طالب باشند. اينها همه و همه درد صنعت نساجي بوده و هست، و مهم تر از همه چرايي و درمان آن است اگر براي درمان، گذشته حال و آينده را موشکافانه بررسي کنيم، مطالبي که در زيرآمده به وضوح مي بينيم.‏
‏۱ –  مي خواهيم سالهاي گذشته و خطاها را در ذهن مرور کنيم و از گذشته عبرت بگيريم و جمله (شکست مقدمه پيروزي است) را باور کنيم.‏

ده سال اول انقلاب با هجوم سرمايه داران تجارت به صنعت همراه بود که در اين امر جوانان انقلابي، دانشگاهي، مبتکران، همه و همه در تلاش بودند. آنچه را که قبل از انقلاب نمي توانستند انجام دهند، با کمک هاي ارزي و غيره دولت ايجاد نمايند و اين گونه بود که سرمايه گذاري ها معمولاً با شتاب زدگي، بدون اطلاع کافي از بازار داخل و خارج صورت پذيرفت و هدف اصلي شايد خودکفايي بود که محاصره اقتصادي به شتابزدگي واحدهاي توليدي دامن مي زد. و البته به دليل گران شدن روزانه ارز و در مقابل تورم، خواسته يا ناخواسته ارزش افزوده و يا سودهاي کاذب توليد کنندگان را فربه کرده بود که اين شرايط پس از اتمام جنگ تحميلي و سقوط موقت ارز و در ادامه روند برگشت سريع آن به قيمت قبل دوام يافت. در اين ميان واحدهاي توليدي از آب گل آلود نسبت به توانشان ماهي گرفتند، و زمان به سرعت سپري گرديد تا اينکه قيمت ارز نسبتاً ثابت گرديد و دوازده سال اخير را در صنعت نساجي رقم زد و هر روز ارزش مديريت صحيح و اصل رقابت با دنياي خارج با ورود کالاهاي خارجي بيش از پيش هويدا شد و در اين مقطع ناله مديران بي کفايت به آسمان بلندشد.‏

ديگر خبر از آن ازدياد قيمت هاي روزانه نبود، هر روز توليدات ايراني به دليل عدم کيفيت مناسب در مقابل توليدات ارزان و با کيفيت خارجي در انبارها ماند و هر روز از کيفيت کاسته شد. لذامديران لايق به فکر رقابت افتاده و با شرکت در نمايشگاه هاي خارجي، گرفتن اطلاعات روز، کپي محصولات موفق دنيا، نوآوري و خلاصه با چنگ و دندان خود را به امروز رسانيده و هنوز قادر به توليد و رقابت هستند که اين دسته از واحدهاي توليدي در اقليت اند.‏
‏۲ – حال بنگريم امروزچه مي کنند مديران واحدهاي صنعتي خصوصا صنعت نساجي.
امروزباتوجه به اين نکته که ثابت شده ايرانيان درافراط وتفريط سرآمد هستند واحدهاي توليدي نساجي باهجوم به تبليغات راديو، تلويزيوني ،خيابان و بياباني وارائه سرويس وخدماتهاي قبل و پس فروش دادن انواع جايزه ها وخلاصه انواع ترفندهاي شناخته شده دنياي امروز سعي مي کنند بمانندوخودراازاين گرداب بسلامت بيرون آورند که اين خود نقطه اميدي بوده ولازم، ولي کافي نيست . دراين امرهنوزنساجان بامتد هاي صحيح توليد وعرضه دربازارهاي داخل و خصوصا خارج فاصله داشته ودربسياري ازموارد با تقليدهاي نسنجيده باعث هدررفتن سرمايه ونابودي واحدهاي توليدي مي گردند که اين دورنماي وضعيت نساجان ايران را نشان ميدهد.‏

‏۳ – براي درمان درآينده چه ابتکاري لازم است؟
آينده اي که در پيش داريم را به اين صورت بررسي مي نماييم که آن چه مسلم است صنعت نساجي بايد متحول شود و در اين تغييرات ايران با وضعيت فعلي مديريت و شرکت هاي توليدي نساجي در کجا قرار گرفته و چه طور بايد با کشورهاي قوي در صنعت نساجي همچون چين، ترکيه، مالزي، کره جنوبي، هند و پاکستان رقابت کند. بايد کارشناسان امر را به کمک طلبيد و پس از بررسي نظرات آنان، جمع بندي آن را اجرايي کنيم. براي اين کار متأسفانه باني و مجري مشخصي وجود ندارد. لذاپيشنهاد مي نماييم که اگر اين کار را به دست اداره صنايع يا ديگر ارگان هاي دولتي بسپاريم، فرزندان ما بايد منتظر نتيجه باشند و اگر آنها اين توان را داشتند، واحدهاي دولتي روزگار بهتري راشاهد بودند. پس گزينه هاي ديگر را بايد جستجو کرد که آن را مي توان به دو صورت داشته باشيم. ‏
‏۱ – مانند بسياري از کشورها شرکت هاي خصوصي در اين امر وارد شوند و هزينه نمايند و محصولات ايراني را جهت صادرات هدايت نمايند که نيازمند زمان زياد و سرمايه گذاران از جان گذشته است. چون در فرهنگ موجود، توليدکنندگان بهايي را براي مطالعه و بازاريابي خارجي مانند ارسال نمونه و ديگر مسائل صادراتي پرداخت نمي نمايند، که نهايتاً بايستي به صورت خريد و فروش انجام و شرکت واسطه توليدات را صادر نمايد که اين امر راضي کننده توليدکنندگان ايراني نبوده. ‏

‏۲ – به نظر اينجانب بهترين راه حل جهت افزايش صادرات محصولات نساجي استفاده از پتانسيل انجمن صنايع نساجي ايران است که مي تواند با ايجاد کميته هاي تحقيق صادرات نساجي در چندين رشته مختلف و عضوگيري از متخصصين امر صادرات شروع به فعاليت نموده، سپس خريداران را شناسايي و به واحدهاي توليدکننده سرويس دهد و در مواردي که توليدکنندگان نياز به کمک درمورد چگونگي فروش، تهيه قرارداد، تهيه پروفرم و ديگر مسائل صادرات داشته باشند، به عنوان بازوهاي مشورتي عمل نمايند، تا تدريجاً توليد کننده به مسائل صادرات آشنا شود. از همين تريبون استفاده نموده، به دبير انجمن صنايع نساجي ايران آقاي مهندس جمشيد بصيري اعلام مي دارم درصورت موافقت مقدمات اين طرح را تهيه و دستورات لازم را صادر نمايند. اميد است با مهيا شدن يک تيم قوي صادراتي آشنا به مسائل روز، انجمن صنايع نساجي ايران بتواند الگويي براي  صنعتگران شاخه هاي مختلف صنعت باشد.‏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *