روايت مرکز ملي از افزايش فزاينده صادرات در سال جاري و واقعياتي که کتمان مي شوند

به قلم : عليرضا قادري ‏‎- ‎‏  اتاق فکر فرش دستباف ايران

‏        ما در اين انبار گندم مى‏كنيم
گندم جمع آمده گم مى‏كنيم
مى‏نينديشيم آخر ما به هوش
كين خلل در گندم است از مكر موش
موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ويران شدست
اول اى جان، دفع شر موش كن
و آنگهان در جمع گندم جوش كن
مولانا‏

‏ ارزش صادرات فرش دستباف ايران در نه ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته، بيش از ۹ درصد رشد داشته است. ‏
‏ اين خبر را خبرگزاري مهر به نقل از مرکز ملي فرش ايران منتشر کرده است، ‏
‏    در اين خبر مرکز ملي باستناد آمار منتشر شده از سوي گمرک جمهوري اسلامي ايران، ارزش فرشهاي صادراتي ايران که در نه ماهه سال گذشته حدود ۳۱۱ ميليون دلار بوده را، با رشدي ۹ درصدي در نه ماهه سال جاري ۳۴۰ ميليون دلار اعلام و ميزان وزني اين فرشهاي صادراتي را نيز ۵/۵ هزار تن اعلام نموده است.‏
‏    
در اين گزارش آمده است، ميزان صادرات فرش دستباف ايران در هشت ماهه نخست سال جاري، با رشدي ۰۵/۷ درصدي به ۲۹۱ ميليون دلار رسيده بود که با تداوم برنامه هاي مرکز ملي فرش ايران، اين روند افزايش، تداوم يافته و به ۳۰/۹ درصد رشد رسيده است. ‏
‏    

مديريت جديد و حرف هاي کهنه:‏
‏    اين نحوه برخورد با آمار و ارقام و برنامه ها سنت ناپسندي است که متاسفانه مزمن گرديده و ريشه در نوع رويکرد مديران قبلي دارد. انتظار داريم رياست جديد مرکز ملي فرش ايران جلو رفتار نهادينه شده مرکز در ارايه آمار و برنامه هايي که موجب گمراهي توليد کنندگان و صادرکنندگان مي شود بطور جدي ايستاده و توجه تمامي مديران و بدنه سازمان خود را معطوف به ارايه و اجراي برنامه هايي کند که بويي از رشد و خاصيت از آن به مشام رسيده و موجبات اميد در دستاندرکاران اين بخش را فراهم کند. اين انتظار زيادي نيست و کار شاقي هم نيست!‏
‏    ‏
‏ برنامه هاي مرکز ملي فرش ايران بجز تحميل هزينه و هدم اعتبارات حاصل ديگري نداشته است
‏    سئوال اينجا است که مرکز ملي فرش ايران تداوم کدامين برنامه هاي خود را موجبات افزايش صادرات فرش شناخته و از آن نام برده است؟ و آيا دستاندرکاران فرش کشور لازم نيست بدانند که از موهبت کدام برنامه مرکز ملي فرش ايران دچار اين شکوفايي! و موفقيت روز افزون! شده اند؟ ‏

‏    حقيقت اين است که برنامه هاي مرکز ملي فرش ايران حکم سوراخي را براي کيسه درآمدهاي صادراتي بازي مي کند. اين مرکز که نه دستي در توليد دارد و نه دخالتي در تجارت و صادرات، صرفا به صرف و هضم درآمدهاي صادراتي اي، که در نتيجه خون دل خوردن توليدکننده، تحمل بار طاقت سوز تورم و تامين معيشت توسط بافنده و دهها گروه فعال در اين بخش بدست مي آيد، مشغول است. ۵/۲ ميليارد هزينه تبليغات سالانه براي فرش، ۵/۱ ميليارد هزينه آموزش بهبافي، قريب ۱۳۰ ميليون تومان براي چاپ تنها ۳ جلد کتاب نتيجه تحقيقات! در باره بازارهاي هدف!! و تامين حقوق و مزايا و پاداش و… پيکره بزرگ و سنگين اين مرکز عملا بخش بزرگي از درآمدهاي حاصل از صادرات را در مسيرهايي بدون هدف و بعضا کاملا غلط صرف و هدم مي کند.‏

‏    اگر آمار گمرک که هزار اما و اگر در آن است ذره اي رشد نشان دهد مرکز ملي با بي انصافي تمام آنرا حاصل سياستها و برنامه هاي خود مي نامد و اگر همين آمار نشانگر کاهش باشد سيل انتقادات را بسوي بخش اصلي و درگير توليد با انواع اتهامات نقش دلالان و ندانم کاري و عدم شناخت و درک از بازار و کوته فکري و سنت گرايي در توليد و تجارت فرش روانه مي کند. همين امر بهانه سفرهاي مارکوپولويي لطفي افشار کارشناس بازاريابي مرکز فرش مي گردد تا ايشان با تعيين خط سير استانها را يکي پس از ديگري درنورديده و با تکرار مکررات کسالت آوري که تا کنون کمترين نقشي در بهبود توليد و يا اثرگذاري در توسعه بازار نداشته است صورت هزينه هاي تازه اي را بر گرده خسته و خميده فرش کشور تحميل کند.‏
‏    مادام که سوراخ اين کيسه وصله نشود و فکري براي نظارت بر حسن مصرف اعتبارات در اين مرکز بگردد نه تنها گره اي از کار فرش کشور گشوده نخواهد شد بلکه درآمدهاي حاصله همچنان با رشد فزاينده اي که بخود گرفته است صرف بيهوده کاري هاي مرکز ملي فرش خواهد شد. چنين مباد.‏

و يک سئوال اساسي:‏
آيا شرکت سهامي فرش ايران بر اساس تعريف وزير بازرگاني به عنوان بازوي اجرايي و پايلوت فرش کشور حاضر است ريسک زيان توليد فرش بر اساس رهنمودهاي معاونت بازاريابي و فرمولهاي بازارشناسي مرکز ملي فرش ايران را‏ پذيرفته و مطابق با نسخه آنان دست به توليد و صادرات فرش به کشورهاي توصيه شده در اين نسخه ها بزند. بيگمان… خير!‏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *