گالری ویدئو

ورود کاربران

تبلیغات سایت

نشریه اتحادیه فرش ماشینی و موکت تهران

ماشین آلات نساجی نو و دست دوم

Prev Next

درخواست نمایندگی و همکاری در ایران (2)

درخواست نمایندگی و همکاری در ایران  (2)

SPINNING THE FUTURE   این شرکت با 20 سال سابقه در زمینه ساخت ماشین آلات تولید نخ های مالتی فیلامنت و ریسندگی انواع نخهای  POY / FDY / BCF  را در یک ماشین و با کمترین میزان مصرف انرژی و بالاترین بهره وری را ارائه می دهد...

نوزدهمین دوره نمایشگاه دموتکس شانگهای در…

نوزدهمین دوره نمایشگاه دموتکس شانگهای در راه است (3)

  محصولات جدید، کیفیت و شور و اشتیاق تجارت در قاره کهن؛ نوزدهمین دوره نمایشگاه دموتکس شانگهای در راه است   نمایشگاه دموتکس چین در سال 2017 میلادی در تاریخ 21 لغایت 23 مارچ در مرکز نمایشگاهی بین المللی شانگهای برگزار خواهد شد. در این نمایشگاه تعدادی از شرکت...

وقتی اعداد و ارقام حرف میزنند ؛ درسی از …

وقتی اعداد و ارقام حرف میزنند ؛ درسی از دموتکس (2)

    شاید یکی از دلایل رشد روز افزون کشورهای پیشرفته حال حاضر دنیا نگاه دقیق و توجه به آمار و ارقام و اعداد باشد. اعدادی که بدون هیچ گونه تعارف و یا کم و کاست و به دور از هیاهوی مدیران و سازمانها و دولت ها...

فرش های چهل تکه و بافت تافتینگ

فرش های چهل تکه و بافت تافتینگ

فرش چهل تکه شاخه تقریبا جدیدی است که در سالهای اخیر بیشتر به آن توجه شده است و از فرش دستباف کم کم به فرش های ماشینی نیز کشیده شده است. فرش های چهل تکه به ویژه در بافت تافتینگ دارای جلوه های زیبا و...

فرش های عجیب و غریبی که تا به حال ندیده …

فرش های عجیب و غریبی که تا به حال ندیده اید + عکس

  فرش های عجیب و غریبی که تا به حال ندیده اید    برای آگاهی از آخرین اخبار نمایشگاهی، فرش ماشینی و نساجی ایران و جهان در کانال تلگرام کهن عضو شوید  و با ما به روز باشید...    

معرفی شرکت یوفنگ : طراحی و تولید انواع ت…

معرفی شرکت یوفنگ : طراحی و تولید انواع تجهیزات خطوط تولید الیاف مصنوعی (2)

  ارتقای کیفیت ... آنچه ما انجام می دهیممعرفی شرکت یوفنگ :شعار شرکت یوفنگ "کیفیت همه چیز است و مشتری خدا" می باشد و با این شعار روح نوآوری و توسعه در این شرکت جاری است. اصلی ترین کلید شرکت یوفنگ برای ورود به بازارهای صادراتی توجه...

درخواست همکاری - برند ITALIAN FAMILY در …

درخواست همکاری - برند ITALIAN FAMILY در ایران

Italian family یک برند ایتالیایی است که محصولاتی با بهترین پنبه های فراوری شده تولید می کند این برند جوان ایتالیایی در منطقه cava de tire I در شهر کامپانیا ایتالیا تاسیس شده است؛ در منطقه ای که مهارت بافندگی و تولید صنایع دستی با...

مروری بر انواع فیلترها

مروری بر انواع فیلترها

  امروزه منسوجات فنی کاربردهای گسترده­ای در بخش­های مختلف صنعت دارا می­باشند. از این میان شاخه­ای از منسوجات فنی، تحت عنوان منسوجات صنعتی در حدود ۴۰% از کل تولیدات صنایع نساجی جهان را شامل گردیده و به‌نظر می‌رسد که رشد فزاینده‌ای نسبت به دیگر محصولات صنایع...

گفت وگو با يك واردكننده لباس هاي «برند»/ آنان كه سود 300 درصدي از دلار بردند، مشتري ما هستند



نويسنده: محمد آزاد ، ياسمن خالقيان

عرف مرسوم رسانه هاي ايران اين است که درج صحبت هاي يک فعال اقتصادي، واردکننده يا توليدکننده، رپرتاژ و تبليغات محسوب شود. اما اگر بنا باشد با چنين ديدگاهي به سراغ فعالان نرفت، آنگاه اين سوال مطرح مي شود که زاويه ديد اين گروه را از بازار چگونه بايد تشخيص داد؟ ديدگاهي که نکات قابل تاملي دارد. «مجيد لک» از واردکنندگان اصلي لباس و کيف و کفش داراي «برند» به ايران است. گفت وگو با او از اين سوال شروع شد که چرا صنعت مد در ايران جدي گرفته نمي شود. توضيحات او مصاحبه را به اين موضوع کشاند که چرا برندهاي بزرگ براي توليد و سرمايه گذاري به ايران نمي آيند و اينکه چرا ما از دنياي مد دور افتاده ايم؟ با گران شدن دلار در ايران مشتري برندها در ايران چه کساني هستند و به چه تعداد؟ در جايي لک توضيح مي دهد که اغلب مشتريان برندها در ايران لباس وطني نمي پوشند. اين جمله پس از مصاحبه براي خبرنگار هياهوآفرين است.

شرکت شما نمايندگي چند برند لباس خارجي را در ايران دارد. چه چيزي اين بازار را در ايران تعريف مي کند. ممکن است درباره بازار مد در ايران توضيح کوتاهي بدهيد.

به طور کلي مد را بايد از دو زاويه متفاوت نگاه کرد. يکي مدي که تمايل داريم توليد کننده ايراني بر اساس آن کار کند و ديگري مدي است که بر اساس نياز بازار تعريف مي شود که شرکت هاي خارجي در اين زمينه سر آمد بوده اند.
اين که بگوييم در چند سال اخير مد خارجي را سرکوب کرده اند من اين مساله را تاييد نمي کنم؛ اما صرف نظر از مسايل قيمتي بايد به اين نکته توجه کنيم که حتي يک کودک چهارساله بين لباس خارجي و لباس ايراني، لباس خارجي را انتخاب مي کند.
نوع فرآيند و روند دريافت سليقه ها توسط شرکت هاي خارجي با توجه به تحقيقات و تجربيات طولاني مدتي که طي سال ها داشته اند، موجب شده برندهايي با سليقه هاي متفاوت براي گروه هاي سني مختلف ساخته شود. اين شرکت ها با ترفندهاي مختلف؛ مثل کار جديدتر يا کيفيت پايين تر درازاي قيمت هاي مناسب تر سعي در راضي نگه داشتن مشتري داشته اند.

چرا مد در ايران جدي گرفته نمي شود؟

در ايران جدي گرفته مي شود. مخاطب هاي ما مد را جدي مي گيرند و ما هم به آنها کمک مي کنيم. يعني کسي که مخاطب ماست به دنبال مد مي رود و کارش را جدي مي گيرد. ما هم به چنين کسي کمک مي کنيم. اما من نمي فهمم منظور دقيق شما راجع به جدي نگرفتن مد در ايران چيست؟ منظور شما مثلااز لحاظ ديد دولت يا به اصطلاح چيز ديگري است؟

شما مي گوييد برندهاي خارجي کار طولاني مدت کرده اند. خب فقط کار طولاني مدت توليد نبوده. يکسري برنامه هاي تبليغاتي هم براي فروش اجناس وجود دارد. تبليغات نه فقط براي فروش بلکه براي ساختن يک فرهنگ که مد در آن معنا داشته باشد. برگزاري فستيوال و جوايز و نظاير آنها هم هست. در سطح حرفه، طراح و مدل و امثال اينها هست. به طور کلي يک منظومه است. منظور يک چنين چيزي است.

دقيقا. حرف خوبي زديد. الان مثلااتفاق جديدي که در دنيا افتاده اين است که قبلاکسي که لباس توليد مي کرد براي توليداتش يک اسم تعريف مي کرد مثل بنتون. بنتون بر اين اساس درواقع توليداتش را مرتبا افزايش داد و نقاط فروش خود را در دنيا زياد کرد. بعد به جايي رسيدند که خود را به عنوان يک «برند» تعريف کردند؛ يعني ما اساسا توليد کننده لباس نيستيم. الان صاحب برند يعني صاحب ايده، يعني صاحب سبک. متوجهيد؟ صاحب «برند» الزاما نبايد توليد کننده پوشاک باشد. شما توليد کننده پوشاک هستيد؟ توليد کننده پوشاک مثلامي گويد من تجهيزات چرخ خياطي و ماشين اتو و... دارم. توليدکننده نمي تواند داراي برند خاصي باشد. جريان کنوني صنعت پوشاک به اين ترتيب است که مثلاکمپاني هايي مثل «زارا»، مثل بنتون يک تيم ديزاين خيلي خوب دارند که اين تيم بسيار دقيق روي بدن مانکن کار مي کند و تجربياتي در اين 50سال کسب کرده اند و حالاتيم طراحي اين شرکت ها با طرح هاي خود به سراغ توليد کننده پوشاک در هنگ کنگ و اندونزي و تايوان و هندوستان مي رود. به هر کجا. مي تواند در ايران توليد کند. طراحي مي کند، نمونه را مي آورد مي گويد با اين کيفيت توليد انبوه مي خواهم، به من قيمت بدهيد. اين اصلادر ايران نيست. اين چيزي است که توليد کننده ما اصلااز آن اطلاع ندارد. توليدکننده ايراني فکر مي کند بايد صاحب برند باشد در حالي که همين توليد کننده ايراني مي تواند استانداردهاي دوختش را آنچنان بالاببرد، بعد در دوتا نمايشگاه شرکت کند و لباس براي بنتون توليد کند. بنتون اصرار ندارد به اينکه کجا توليد کند. وقتي در «گوا» و همه جاي دنيا توليد مي کند پس اصراري ندارد که لباسش حتما بايد «ميد اين ايتالي» باشد. اين دوران ديگر تمام شده است. موضوع مهم اين است که آن ايده و سمپل را صاحب برند توليد مي کند و بعد دنبال توليدکننده مي گردد. موضوعي که توليد کننده ايراني در آن فقير است صاحب ايده و صاحب سبک است. اگر هم است آنقدر به قول معروف «اولد فشد» است که به جايي نمي رسد. بگذاريد اينطور بگويم که فشن مترادف با کار کلاسيک نيست. برعکس فشن کارهايي است که مي آيد و مي رود. عمرش کوتاه است. در کار کلاسيک مثل کت و شلوار که دو دکمه و سه دکمه است، چون کلاسيک است، ايران توانسته خودش را تا جايي برساند. گرچه همين الان هم با کت هاي جهاني خيلي فاصله دارد.

در رابطه با صنعت، چيزي که مي شود گفت اين است که بنتون و برندهاي ديگر پوشاک، مثل هر کمپاني بزرگ ديگر که در کشورهاي ديگر - خصوصا کشورهاي آسيايي- توليد مي کند به خاطر استفاده از کارگر ارزان است. الان «اپل» هم با کارگر ارزان چيني «آيفون» توليد مي کند. منظور اينکه اين کشورها قابليت خاصي ندارند. منظور از جدي گرفتن صنعت در ايران طراح و ايده و توليد کننده و همه حواشي بود.

من به شما توصيه مي کنم سري به «اينديتکست» بزنيد و ببينيد يک دانشگاه است که واحدهاي «ار اند دي» خيلي خوبي دارد. تمام موفقيت هاي آنها از تمرکز روي ريسرچ حاصل شده. چيزي که ايراني ها اصلارعايت نمي کنند. در ايران فکر مي کنيم فشن شو يعني يک دختر پسر خوشگل بياوريم لباس تنش کنيم و تمام. مثلادخترهاي طراح ايراني در طراحي مانتو خودشان را خوب نشان دادند، چون چيزي است که منحصربه فرد هم هست. اما نتوانستيم اين را اکسپورت و جهاني اش کنيم.

البته ما نبايد خودمان را با بزرگان مقايسه کنيم. «بنتون» شش هزار شعبه و «زارا» 11هزار شعبه در دنيا دارند. مثلابايد «ليو جو» که جديد تر است را مدنظر قرار بدهيم. اين شرکت سال 98 در مهد فشن دنيا، ايتاليا، رشد قابل توجهي داشته است. بايد ديد چه کرده است. ما ضعف هاي اساسي داريم. ما يک موقعي «برند منيجر» مي خواستيم براي شرکتمان. تا پيش از اين در ايران اصلاچنين شغلي وجود نداشت. کساني که مراجعه مي کردند هيچ سابقه اي نداشتند چون اصلااين شغل وجود نداشت. اما مثلادر ايتاليا افراد قديمي اين کار بعضا 50سال سابقه دارند در اين رشته ها. از اين جهت ما نبايد خودمان را با کشورهاي مطرح مقايسه بکنيم. ما بايد خودمان را با ترکيه مقايسه کنيم و ببينيم اين کشور چه کار کرد که آنقدر در صنعت نساجي رشد داشت و به فراخور رشد صنعت نساجي صنعت پوشاکشان هم رشد کرد.

شرکت شما نمايندگي برندهاي زيادي را در ايران دارد. تصور مي کنيد اين کار، يعني واردات محصولات اين برندها به ايران، تاثيري بر صنعت مد و لباس در کشور داشته است؟

اينکه بگوييم واردات اين اجناس تهديدي براي صنعت لباس در ايران است که فکر نمي کنم خيلي درست باشد. پيش از اينکه فاصله قيمتي بين کالاهاي ايراني و خارجي زياد نبود، شايد مي شد چنين حرفي زد؛ اما بعد از تغيير قيمت اجناس، واردات ما که در دنيا جنس لوکس محسوب نمي شوند و در ايران هم آنچنان نبودند، در ايران در جايگاه لوکس قرار گرفته است. يعني ما داريم براي يک قشر خاص در ايران جنس وارد مي کنيم. کارشناسان ما يک مطالعه ميداني انجام داده اند که مي گويد ما چيزي در حدود 500 تا 600 هزارنفر مشتري بالقوه داريم که نشان مي دهد مخاطب ما خاص است. برندهاي ايراني اگر سرويس خوب بدهند چون تفاوت قيمتشان با اجناس مثلابنتون زياد است مي توانند بازار خود را پيدا کنند. اجناس خارجي در بازار داخلي به توليدات داخل اجازه رشد مي دهد و هم الگويي از يک برند موفق در دنيا را به آن نشان مي دهد. يک نکته هم اينکه به هرحال خريدار ايراني کور و بي اطلاع نيست که 600 هزار تومان پول بدهد و جنس خارجي بخرد. به اين دليل است که حتما خصوصيات ويژه اي در آن جنس ديده است. خوب است ما مثل کره شمالي در کشور را ببنديم؟ سوال اين جاست که آيا وجود پورشه در بازار ايران تهديدي براي پژو است؟

بنتون در ويتنام کارخانه تاسيس مي کند و چند هزار کارگر - هرچند با شرايط خاص که جاي بحث آن اينجا نيست - در آنجا مشغول به کار مي شوند. اينکه اين کار به صنعت کمک مي کند يا نه به کنار. به هرحال حداقل ويتنام هم از اين کار سودي مي برد و براي کارگران شغل ايجاد مي شود. چرا مثلابنتون اين کار را در ايران نمي کند؟

بنتون خريدار است و اين خريد را مي تواند در ايران هم بکند. بنتون در مقام توليد کننده نيست. ايران بايد نمايشگاه هايي اجرا کند که بتواند در آن دوخت خودش را به اين کارخانه ها نشان بدهد، اما اين کار شدني نيست.
مثلامن کارخانه اي در اردبيل سراغ دارم که نمي توانم بگويم متعلق به چه کسي است. ماشين آلات 2009 را خريداري کرده، يعني جديدترين ماشين آلات ممکن را، اما در حال حاضر هيچ استفاده اي از اين کارخانه نمي کند. اين اصلاخوب نيست که 500، 600 هزاريورو سه سال پيش سرمايه گذاري شود اما الان وضعيتش اين باشد.

مانع اين کار چيست؟ يعني مثلاسينمگ منع قانوني يا محدوديت دولتي وجود دارد؟

خير، ايران بايد کالارا بر اساس استاندارد جهاني توليد کند و بعد از آن در نمايشگاه ها حضور پيدا کند و با ارايه کاتالوگ و نمونه و بازاريابي موجب شناخته شدن اين کارخانه ها توسط بنتون يا برند هاي مطرح دنيا شود.

خب شما هم تجربه اش را داريد هم اطلاعات و سرمايه. مثلاشما چرا براي اين کار پيشگام نشديد؟

من بسيار به اين کار علاقه داشتم اما به اينجا رسيدم که توليد کننده بايد توليد کننده باشد و نبايد صاحب برند باشد. من منظورم اين است که توليد کننده بايد توليد کند مثل چين که وقتي وارد يک کارخانه مي شويد مي بينيد يک لاين براي «ويکتوريا سيکرت» توليد مي کند و لاين بغل براي برندي ديگر توليد مي کند. برندها خريدار هستند.

صادقانه بگويم من فکر مي کنم براي شما اين که جنسي در ويتنام يا هرجاي ديگر توليد شود و شما بفروشيد خيلي راحت تر از اين است که توليد کنيم؛ مخصوصا براي شما که 500، 600 هزار نفر مشتري بالقوه داريد.
خير تفاوت ديدگاه من با شما اين است توليد کننده بايد در جايگاه خودش براي يک برند توليد کند. بنتون همه دنيا را در توليدات خود سهيم کرده است. من حرفم اين است توليد کننده بايد با صاحب برند طرف باشد، اين چيزي است که ايران ندارد.

خب چرا؟

به اين خاطر که روي آن تحقيقاتي انجام نشده است. من در دانشگاه «ميلان» درس خوانده ام، رشته هايي در ميلان براي طراحي لباس تدريس مي شود که فکرش را هم نمي کنيد؛ مثل رشته معماري که براي طراحي داخل فروشگاه هاست تمام اين رشته ها فلسفه اي پشتشان هست.
من خيلي از توليد کنندگان ايراني را مي شناسم. متاسفانه قشر ضعيفي هستند. توليد کنندگان ايراني عادت کرده اند به الگوکاري. يکي از برند هاي خوب و نامبر وان ايراني ماشيني خريداري کرده است که با موبايل در خارج از کشور عکاسي مي کند و آن را مي فرستند به دستگاه خريداري شده در کارخانه که قابليت اين را دارد که ديتاي برش کيف را تشخيص بدهد برش کند و تحويل توليد کننده بدهد. از کار هاي ديگر اين است که از ترکيه به عنوان مثال دو نوع کيف مي آورد و در مغازه اش در ايران مي گذارد و هر کدام که سريع تر فروش مي رفت همان را در ايران توليد مي کردند و اين را موفق ترين روش تجارت مي داند. مشکل ايراني ها اين است که نه سبک دارند نه نوآوري.

شما فکر مي کنيد با واردات بنتون و ديگر مارک ها به برطرف کردن اين ضعف توليد داخلي کمک کرده ايد؟

اين موضوعي متفاوت است. من بيزينسي را پيگيري کرده ام براي افرادي که ماشين چندصدميليوني سوار مي شوند و در خانه چندميلياردي زندگي مي کنند. اين افراد را هرکار کنيد جنس ايراني نمي پوشند؛ حتي اگر در اينجا محصولات ايراني بسيار مرغوب ساخته شود. من در کار صادرات هم فعاليت مي کنم. شرکت ما پارچه هايي توليد مي کند که به آلمان، ايتاليا و ترکيه مي رود. روزانه دو تا سه کانتينر صادر مي کنيم. اين يعني ما کار صادرات مي کنيم و اين بيزينس از واردات جداست. اين را هم تاکيد مي کنم که واردات موجب ايجاد بازار رقابتي در داخل مي شود و نه تنها تهديد نيست بلکه قيمت هاي گمرکي که تعيين شده بستر مناسبي را براي توليد کنندگان داخلي ايجاد کرده است. در 45نمايندگي زير نظر شرکت ما تعداد مشتري هاي ما هنوز به 50هزار نرسيده است.

قوانين سخت گيرانه اي براي واردات پوشاک وجود دارد تا جايي که از نيمه دوم سال گذشته ثبت سفارش ممنوع شده است، اجناس شما چطور وارد ايران مي شود؟

مساله تحريم که به وجود آمد ايران دچار مشکل نقدينگي شد و اين قوانين براي شرکت هاي مانند ما که کارش را قانوني انجام مي دهد، مشکلاتي به وجود آورده که ما شايد مجبور شويم فعاليتمان را تعطيل کنيم. بر همين اساس، درجلسه اي که با وزير و معاون سازمان توسعه داشتيم، آنها اعلام کردند براي کنترل نرخ ارز اين قانون تصويب شده و به همين دليل جلو واردات پوشاک را گرفتيم. اين کار متاسفانه موجب واردات قاچاقي پوشاک شده که رقم بالايي بوده است. تقريبا 5/4 ميليارد دلار صرفه جويي ارزبري داشتيم بعد از تصويب اين قانون؛ اما رقم بسيار بالايي در رابطه با واردات قاچاقي اين کالاها داشته ايم که نشان مي دهد اين ارز خارج شده؛ اما کالااز طريق يک سيستم گمرکي وارد ايران نشده است. از نظر من دولت اشتباه کرده است چون واردات مثل صادرات يکي از اجزاي تجارت است. شرکت ما بر اساس فهرست بيمه 690 پرسنل دارد، ما با اين پرسنل تا آخر سال صبر مي کنيم؛ اما اگر اين مشکل واردات حل نشود اين کار را کنسل مي کنيم و نتيجه اش بيکاري اين نيروي 690 نفري است.

يعني تمام کالاهاي موجود در فروشگاه هاي وابسته به اين شرکت مربوط به قبل از منع ثبت سفارش بوده است؟

در آبان 1391 اين قانون تصويب شد و در اسفند اعلام کردند که هرکس جنسي در گمرک دارد، معادل ثبت سفارش مي تواند ترخيص کند.
فروشگاه هاي ما که خالي از جنس است را اگر مشاهده کنيد، متوجه کمبود اجناس مي شويد به اين خاطر که اجناس ما در گمرک است و آزاد نشده است.

با توجه به تغيير وضع معيشتي مردم در سال هاي اخير فروش شما چه ميزان تغيير داشته است؟

اطلاعات دقيق نمي شود داد، ما امسال وارداتي نداشته ايم که بشود قضاوت کرد در رابطه با فروش. حقوق پرسنل شرکت 20 تا 30 درصد افزايش داشته است که تازه به نسبت ديگر جاها خوب محسوب مي شود. اما تورم بيشتر از اينها بوده.

فکر کنم آن تکان قيمت ارز آنقدر شديد بود که نياز به آمار دقيق هم نباشد. يعني تغيير قيمت ها آنقدرتکان دهنده بوده که تاثير آن بايد در فروش قابل لمس باشد.
نمي شود آمار اعلام کرد چون نمي خواهم حرفي بزنم که فردا بشود با آن سنديت ايجاد کرد. در اين نوسانات بازار افراد زيادي هم بودند که با سود هاي 200، 300 درصدي پولدار شدند.

مخاطب شما هم قاعدتا مخاطب خاص است و اين نوسانات نبايد تاثير چنداني گذاشته باشد. اينطور نيست؟
با شما موافقم اما تمايلي به رسانه اي شدن اين مطلب ندارم ولي کاملادرست است، مخاطب ما شايد همان کساني بوده اند که

سودهاي 200، 300 درصدي کرده اند.
روزي که «جه اکس» 600 هزار تومان شد، ما به خودمان گفتيم که کارمندان اينجا همين مقدار حقوق مي گيرند، از صبح تا شب، کل ماه را کار مي کنند تا در آخر حقوقشان به اندازه يک جفت کفش بشود؟ تا پيش از اين پرسنل ما هميشه خريد مي کردند و در نهايت از حقوقشان کسر مي شد. حالااگر يک کفش بخرند حقوقشان تمام شده. ما به همين دليل محدوديت هايي براي خريد پرسنل ايجاد کرده ايم که اين مساله در روحيه آنها تاثير بد نگذارد که کل حقوقشان به اندازه پول يک شلوار است. کارکنان اينجا در اين فضا بودن را دوست دارند وگرنه 500هزار تومان پولي نيست. البته ما جزو تنها شرکت هايي بوده ايم که واقعا حقوق ها را خوب آورديم بالا، يعني کساني که پيش ما کار مي کنند بسيار راضي اند.

ممانعت قانوني براي فعاليت برند هاي مختلف خارجي در ايران وجود ندارد؟

خير. در واردات مقوله اي به نام برند نداريم. اجناس فقط در ارزش گذاري کالادر گمرک بر اساس کدشان ثبت مي شوند.

کالاهاي شما در ايران جزو کالاهاي لوکس است، مشتريان خاص داريد. اگر از بيرون اين قشر و با چشم ديگري به اين فعاليت نگاه کنيد شايد راجع به منع واردات کمي همدلي داشتيد. فکر نمي کنيد؟

در ابتدا توليد کنندگان با واردات ما مخالف بودند اما الان که دلار به قيمت واقعي رسيده اينطور نيست. نرخ دلار که واقعي شد چند اتفاق خوب افتاد. اول براي صادر کننده مثل ما که سرمايه گذاري کرديم که يورو بگيريم نه اينکه يورو خرج کنيم و اينجا به ريال بگيريم.
با آقاي «نعمت زاده» جلسه اي داشتيم راجع به توليد کنندگان کفش. در آن جلسه ايشان اعلام کردند بهترين کفش ايراني با بهترين کيفيت 80، 90 تومان بيشتر نمي شود، پس وجود يک کفش 500، 600 توماني مثل اکو براي اين جنس تهديد نيست، يعني توليد کننده ترجيح مي دهد اين جنس باشد تا بتواند قيمت جنس داخلي اش را بالاببرد. جايگاه ما بسيار مفيد است.

اکنون شرايط خاص است. در شرايطي هستيم که ارز دارو تامين نمي شود. با توجه به اين شرايط ...

مشکل شما جاي ديگري است. ارز دارو را مي گيرند و آن پول را نمي آورند، من آدمي را مي شناسم از رانت استفاده کرده، دلار هزارو200 توماني گرفته و اين داروها را وارد ايران نکرده است، ارز را آزاد فروخته به من وارد کننده که من با آن رفته ام و يک جنس آورده ام. علت آن نه دولت است نه چيز ديگر، بلکه رانت است. چرا اختلاف قيمتي براي دلار وجود دارد؟ چرا دلار براي يکي هزارو200 و ديگري دوهزارو400 و سه هزار باشد. چرا؟ دلار بايد تک نرخي شود و پس از آن وارد کننده دارو مي آورد. نه اينکه کارت بازرگاني به نام حسن قلي خان بگيرد و دلار سه هزارو600 توماني بفروشد. اينها به گردن وارد کننده پوشاک نيست. من با ارز سه هزارو600 جنس خريده ام. من اگر نخرم چه اتفاقي مي افتد؟ اتفاقي که مي افتد: هواپيماي تورکيش 10پرواز در روز به ايران گذاشته است به خاطر اينکه جيب مردم را در ترکيه در ازاي مثلايک شلوار خريدن خالي کند. طرفداران اين جنس در اينجا نخرند در خارج از ايران خريداري مي کنند. راننده ما منتظر مي شود در تخفيف 70 درصد بنتون براي بچه اش خريد مي کند. اين آقا نمي تواند از پاتن جامه خريد کند؟ مي تواند، اما ترجيح مي دهد به دليل کيفيت بالاجنس خارجي بخرد. يک قسمتي از جمعيت ايران هستند که اصلااز ايران جنس نمي خرند، افرادي که بابت کترينگ عروسي براي هر ميهمان 400 تا 500 هزار تومان پول مي دهند نمي توانيم راضي اش کنيم که لباس عروسي اش را از شانزه ليزه بخرد. اين يک قسمتي از جامعه است واگر نيازش در ايران برآورده نشود مي رود دوبي و همان ارز را خارج مي کند و نياز خودش را برآورده مي کند.

حجم کارهاي صادراتي شما بيشتر است يا وارداتي؟

صادرات ما خيلي بيشتر است. واردات ما امسال صفر بوده است. ما در آستانه تعطيل کردن هستيم، اين فعاليت ديگر براي ما توجيه اقتصادي ندارد. براي يک جفت کفش 125 هزار تومان هزينه گمرک مي دهيم. چيزي در حدود هفت هزار يورو هزينه حمل مي دهيم. اين براي ما به صرفه نيست، اين بيزينس بيزينس مرده است. فکر مي کنيد آقاي رهبر چرا پنج، شش نمايندگي را يک شبه تعطيل کرد؟ توجيهي ندارد. در اين قسمت فقط توي چشم هستيم.

آخرین اخبار صنعت نساجی ایران و جهان / مجله نساجی کهن

بازار آنلاین نساجی

عضویت در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

آمار بازدید

بازدید امروز 468

بازدید دیروز 1329

بازدید ماه 23028

بازدید کل 517916

اکنون 186 مهمان و 0 عضو آنلاین هستند.

همراهان ما

برخی از مشتریان ما

تماس با ما

اینستاگرام فیسبوک گوگل پلاس توییتر خبر خوان

 
تلفكس: 77243296-021 و 77245780  

پست الكترونيك: info@kohanjournal.com

صندوق پستي : تهران 465-16765 مجله نساجي كهن

Add to your Skype : ghasemi.behnam

پرسش پاسخ پزشکی پیامک صوتی

دانلود آهنگ جدید

پنل اس ام اس

ارسال پیامک بلک لیست

پنل اس ام اس رایگان

ارسال بلک لیست

طراحی ربات تلگرام

طراحی سایت